hypoxias

[ایالات متحده]/haɪˈpɒk.si.əz/
[بریتانیا]/haɪˈpɑːk.si.əz/

ترجمه

n. وضعیت کمبود اکسیژن

عبارات و ترکیب‌ها

chronic hypoxias

هایپوکسی مزمن

acute hypoxias

هایپوکسی حاد

exercise hypoxias

هایپوکسی ناشی از ورزش

high-altitude hypoxias

هایپوکسی ارتفاع بالا

tissue hypoxias

هایپوکسی بافتی

environmental hypoxias

هایپوکسی محیطی

hypoxias symptoms

علائم هایپوکسی

hypoxias effects

اثرات هایپوکسی

hypoxias management

مدیریت هایپوکسی

hypoxias treatment

درمان هایپوکسی

جملات نمونه

patients with hypoxias often require supplemental oxygen.

بیماران مبتلا به هیپوکسی اغلب به اکسیژن اضافی نیاز دارند.

chronic hypoxias can lead to serious health issues.

هیپوکسی مزمن می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

high altitudes can cause hypoxias in individuals.

ارتفاعات بالا می‌تواند باعث ایجاد هیپوکسی در افراد شود.

monitoring hypoxias is crucial during surgery.

نظارت بر هیپوکسی در طول جراحی بسیار مهم است.

hypoxias can affect brain function significantly.

هیپوکسی می‌تواند عملکرد مغز را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.

exercise can sometimes trigger hypoxias in certain conditions.

ورزش گاهی اوقات می‌تواند باعث ایجاد هیپوکسی در شرایط خاص شود.

understanding hypoxias is important for athletes.

درک هیپوکسی برای ورزشکاران مهم است.

research is ongoing to find treatments for hypoxias.

تحقیقات برای یافتن درمان برای هیپوکسی در حال انجام است.

hypoxias can lead to fatigue and decreased performance.

هیپوکسی می‌تواند منجر به خستگی و کاهش عملکرد شود.

identifying symptoms of hypoxias early can save lives.

تشخیص زودهنگام علائم هیپوکسی می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید