ibex

[ایالات متحده]/'aɪbeks/
[بریتانیا]/'aɪbɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بز وحشی از خانواده بزها که در مناطق کوهستانی زندگی می‌کند و دارای شاخ‌های بلند و نوک تیز است.

جملات نمونه

The ibex gracefully navigated the rocky terrain.

ایبکس به طور ماهرانه در میان زمین‌های سنگی حرکت کرد.

Hikers were thrilled to spot an ibex in the distance.

گردشگران از دیدن یک ایبکس در دوردست بسیار هیجان‌زده بودند.

The ibex's horns are remarkable for their size and shape.

شاخص‌های ایبکس به دلیل اندازه و شکلشان قابل توجه هستند.

The ibex is known for its surefootedness on steep cliffs.

ایبکس به دلیل توانایی‌اش در پیمایش صخره‌های شیب‌دار شناخته شده است.

The ibex population has been steadily increasing in recent years.

جمعیت ایبکس در سال‌های اخیر به طور پیوسته در حال افزایش بوده است.

Local legends often feature the majestic ibex as a symbol of strength.

افسانه‌ها اغلب ایبکس باشکوه را به عنوان نمادی از قدرت به تصویر می‌کشند.

The ibex is a herbivorous animal that feeds on grasses and shrubs.

ایبکس حیوانی گیاه‌خوار است که از علفزارها و بوته‌ها تغذیه می‌کند.

Photographers aim to capture the beauty of the ibex in their natural habitat.

عکاسان به دنبال ثبت زیبایی ایبکس در زیستگاه طبیعی خود هستند.

Conservation efforts are in place to protect the ibex from habitat loss.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از ایبکس در برابر از دست دادن زیستگاه در حال انجام است.

The ibex's agility allows it to traverse challenging mountain slopes.

چابکی ایبکس به آن اجازه می‌دهد تا از شیب‌های دشوار کوهستانی عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید