icecaps

[ایالات متحده]/ˈaɪskæp/
[بریتانیا]/ˈaɪskæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه دائمی یخ بر روی کوه‌ها، که به عنوان کلاهک یخی شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

icecap melting

ذوب شدن یخچال‌های قطبی

polar icecap

یخچال قطبی

icecap thickness

ضخامت یخچال

icecap research

تحقیقات یخچال

icecap retreat

پسروی یخچال

icecap formation

تشکیل یخچال

icecap area

مساحت یخچال

icecap ecosystem

زیست‌بوم یخچال

icecap observation

مشاهده یخچال

icecap stability

پایداری یخچال

جملات نمونه

the melting icecap is a sign of climate change.

ذوب شدن یخچال طبیعی نشانه ای از تغییرات آب و هوایی است.

scientists are studying the effects of the icecap on sea levels.

دانشمندان در حال بررسی اثرات یخچال طبیعی بر سطح دریاها هستند.

many animals depend on the icecap for their habitat.

بسیاری از حیوانات برای زیستگاه خود به یخچال طبیعی وابسته هستند.

the icecap reflects sunlight, helping to regulate the earth's temperature.

یخچال طبیعی نور خورشید را منعکس می کند و به تنظیم دمای زمین کمک می کند.

global warming is causing the icecap to shrink rapidly.

گرمایش جهانی باعث کاهش سریع یخچال طبیعی می شود.

researchers are mapping the icecap to understand its changes.

محققان در حال ترسیم نقشه یخچال طبیعی برای درک تغییرات آن هستند.

the icecap is home to unique ecosystems.

یخچال طبیعی زیستگاه اکوسیستم های منحصر به فرد است.

preserving the icecap is crucial for future generations.

حفظ یخچال طبیعی برای نسل های آینده بسیار مهم است.

tourists are increasingly visiting the icecap region.

گردشگران به طور فزاینده ای از منطقه یخچال طبیعی بازدید می کنند.

the icecap plays a vital role in the earth's climate system.

یخچال طبیعی نقش حیاتی در سیستم آب و هوای زمین ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید