ichthyic

[ایالات متحده]/ɪkˈθɪɪk/
[بریتانیا]/ɪkˈθiːɪk/

ترجمه

adj. مربوط به ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

ichthyic species

گونه‌های ماهی‌وار

ichthyic behavior

رفتار ماهی‌وار

ichthyic anatomy

آناتومی ماهی‌وار

ichthyic diversity

تنوع ماهی‌وار

ichthyic habitat

زیستگاه ماهی‌وار

ichthyic evolution

تکامل ماهی‌وار

ichthyic studies

مطالعات ماهی‌وار

ichthyic morphology

مورفولوژی ماهی‌وار

ichthyic classification

طبقه بندی ماهی‌وار

ichthyic conservation

حفظ و نگهداری ماهی‌وار

جملات نمونه

ichthyic species are vital for maintaining aquatic ecosystems.

گونه‌های ماهی‌وار برای حفظ اکوسیستم‌های آبزی حیاتی هستند.

understanding ichthyic behavior can enhance fishing techniques.

درک رفتار ماهی‌وار می‌تواند تکنیک‌های ماهیگیری را بهبود بخشد.

ichthyic adaptations allow fish to thrive in various environments.

سازگاری‌های ماهی‌وار به ماهی‌ها اجازه می‌دهد در محیط‌های مختلف رشد کنند.

the ichthyic diversity in this river is impressive.

تنوع ماهی‌وار در این رودخانه قابل توجه است.

ichthyic research contributes to our understanding of marine life.

تحقیقات ماهی‌وار به درک ما از حیات دریایی کمک می‌کند.

many ichthyic species are threatened by pollution.

بسیاری از گونه‌های ماهی‌وار در معرض خطر آلودگی قرار دارند.

ichthyic fossils provide insights into ancient ecosystems.

فسیل‌های ماهی‌وار بینش‌هایی در مورد اکوسیستم‌های باستانی ارائه می‌دهند.

ichthyic conservation efforts are essential for biodiversity.

تلاش‌های حفاظتی ماهی‌وار برای حفظ تنوع زیستی ضروری است.

ichthyic studies often involve fieldwork in freshwater habitats.

مطالعات ماهی‌وار اغلب شامل کار میدانی در زیستگاه‌های آب شیرین است.

many ichthyic species exhibit unique reproductive behaviors.

بسیاری از گونه‌های ماهی‌وار رفتارهای تولید مثلی منحصر به فرد نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید