ichthyology

[ایالات متحده]/ɪkθiˈɒlədʒi/
[بریتانیا]/ɪkθiˈɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از جانورشناسی که به ماهی‌ها مربوط می‌شود؛ مطالعه ماهی‌ها؛ یک کارشناس در ایختیولوژی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ichthyology research

تحقیقات іхتیولوژی

ichthyology studies

مطالعات іхتیولوژی

ichthyology fieldwork

کار میدانی іхتیولوژی

ichthyology expert

متخصص іхتیولوژی

ichthyology courses

دوره‌های آموزشی іхتیولوژی

ichthyology museum

موزه іхتیولوژی

ichthyology society

انجمن іхتیولوژی

ichthyology books

کتاب‌های آموزشی іхتیولوژی

ichthyology conference

کنفرانس іхتیولوژی

ichthyology journal

مجله‌ی علمی іхتیولوژی

جملات نمونه

ichthyology is the study of fish.

ایکت‌یولوژی مطالعه ماهی‌ها است.

many universities offer courses in ichthyology.

بسیاری از دانشگاه‌ها دوره‌هایی در زمینه ایکت‌یولوژی ارائه می‌دهند.

ichthyology helps us understand aquatic ecosystems.

ایکت‌یولوژی به ما کمک می‌کند تا اکوسیستم‌های آبزی را درک کنیم.

she decided to specialize in ichthyology for her master's degree.

او تصمیم گرفت برای تحصیلات تکمیله خود در زمینه ایکت‌یولوژی تخصص کند.

ichthyology includes the study of fish behavior.

ایکت‌یولوژی شامل مطالعه رفتار ماهی‌ها می‌شود.

he published a paper on ichthyology last year.

او سال گذشته مقاله‌ای در مورد ایکت‌یولوژی منتشر کرد.

ichthyology is essential for sustainable fishing practices.

ایکت‌یولوژی برای شیوه‌های ماهیگیری پایدار ضروری است.

researchers in ichthyology often conduct field studies.

محققان در زمینه ایکت‌یولوژی اغلب مطالعات میدانی انجام می‌دهند.

ichthyology can lead to discoveries of new fish species.

ایکت‌یولوژی می‌تواند منجر به کشف گونه‌های جدید ماهی شود.

understanding ichthyology is important for conservation efforts.

درک ایکت‌یولوژی برای تلاش‌های حفاظتی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید