ickiness

[ایالات متحده]/ˈɪkɪnəs/
[بریتانیا]/ˈɪkɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چسبندگی یا حالت چسبنده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

general ickiness

ناخوشایند عمومی

icky ickiness

ناخوشایند چسبناک

social ickiness

ناخوشایند اجتماعی

emotional ickiness

ناخوشایند عاطفی

physical ickiness

ناخوشایند جسمانی

overall ickiness

ناخوشایند کلی

persistent ickiness

ناخوشایند مداوم

unpleasant ickiness

ناخوشایند ناخوشایند

جملات نمونه

the ickiness of the situation made everyone uncomfortable.

ناخوشایندی موقعیت باعث ناراحتی همه شد.

she couldn't shake off the ickiness after touching the slimy object.

او نتوانست بعد از لمس کردن جسم لزج، احساس ناخوشایندی را از خود دور کند.

the ickiness of the food made him lose his appetite.

ناخوشایندی غذا باعث شد او گرسنگی خود را از دست بدهد.

he described the ickiness of the situation with vivid details.

او با جزئیات دقیق، ناخوشایندی موقعیت را توصیف کرد.

there was an overwhelming sense of ickiness in the old basement.

در زیرزمین قدیمی، احساس ناخوشایندی طاقت‌فرسا وجود داشت.

the ickiness of the spilled drink made her cringe.

ناخوشایندی نوشیدنی ریخته شده باعث شد او منقبض شود.

he tried to ignore the ickiness of the moldy bread.

او سعی کرد ناخوشایندی نان کپک زده را نادیده بگیرد.

the ickiness factor of the movie was too much for her.

عامل ناخوشایند فیلم برای او زیاد بود.

they discussed the ickiness of the topic at the dinner table.

آنها در سر میز شام در مورد ناخوشایندی موضوع بحث کردند.

after the hike, the ickiness of the mud was everywhere.

بعد از پیاده‌روی، ناخوشایندی گل در همه جا وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید