political ideologue
ایدئولوگ سیاسی
extreme ideologue
ایدئولوگ افراطی
socialist ideologue
ایدئولوگ سوسیالیست
He is known for being a strict ideologue, unwilling to compromise on his beliefs.
او به دلیل ایدئولوگ سختگیر شناخته شده است که حاضر به مصالحه در مورد باورهای خود نیست.
The political party is divided between moderates and ideologues who hold extreme views.
حزب سیاسی بین اعتدالگرایان و ایدئولوگهایی که دیدگاههای افراطی دارند، منقسم است.
She is a committed ideologue, always advocating for her ideological principles.
او یک ایدئولوگ متعهد است و همیشه از اصول ایدئولوژیک خود حمایت میکند.
The ideologue's rigid adherence to a particular ideology can sometimes hinder progress.
چسبندگی سختگیرانه ایدئولوگ به یک ایدئولوژی خاص گاهی اوقات می تواند پیشرفت را مختل کند.
The group's leader is seen as an ideologue who imposes his beliefs on others.
رهبر گروه به عنوان یک ایدئولوگ دیده می شود که باورهای خود را به دیگران تحمیل می کند.
As an ideologue, he often engages in heated debates to defend his views.
به عنوان یک ایدئولوگ، او اغلب در بحث های داغ برای دفاع از دیدگاه های خود شرکت می کند.
The ideologue's dogmatic approach alienates those who do not share his beliefs.
رویکرد متعصبانه ایدئولوگ کسانی را که با باورهای او موافق نیستند، بیگانه می کند.
She was once an ideologue, but over time, she has become more open to different perspectives.
او زمانی یک ایدئولوگ بود، اما با گذشت زمان، بیشتر به دیدگاه های مختلف باز شده است.
The ideologue's influence extends beyond his immediate circle to impact wider society.
نفوذ ایدئولوگ فراتر از حلقه نزدیک او به جامعه گسترده تر می رسد.
Being an ideologue can sometimes lead to a lack of flexibility in adapting to changing circumstances.
بودن یک ایدئولوگ گاهی اوقات می تواند منجر به فقدان انعطاف پذیری در انطباق با شرایط متغیر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید