idlenesses

[ایالات متحده]/ˈaɪ.dlən.əs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈaɪ.dlən.əs.ɪz/

ترجمه

n. حالت بیکاری؛ تنبلی

عبارات و ترکیب‌ها

idlenesses abound

بیش‌علاقگی فراوان وجود دارد

embrace idlenesses

بیش‌علاقگی را در آغوش بگیرید

idlenesses prevail

بیش‌علاقگی حاکم است

avoid idlenesses

از بیش‌علاقگی اجتناح کنید

idlenesses explored

بیش‌علاقگی مورد بررسی قرار گرفت

idlenesses revealed

بیش‌علاقگی آشکار شد

idlenesses discussed

بیش‌علاقگی مورد بحث قرار گرفت

recognize idlenesses

بیش‌علاقگی را تشخیص دهید

idlenesses examined

بیش‌علاقگی مورد بررسی قرار گرفت

idlenesses challenged

بیش‌علاقگی به چالش کشیده شد

جملات نمونه

idlenesses can lead to a lack of motivation.

بی‌حالی می‌تواند منجر به کمبود انگیزه شود.

we need to address the idlenesses in our daily routines.

ما باید به بی‌حالی‌ها در روال روزانه خود رسیدگی کنیم.

his idlenesses made him miss many opportunities.

بی‌حالی او باعث شد فرصت‌های زیادی را از دست بدهد.

idlenesses can be detrimental to personal growth.

بی‌حالی می‌تواند برای رشد شخصی مضر باشد.

she filled her idlenesses with creative hobbies.

او اوقات بیکاری خود را با سرگرمی‌های خلاقانه پر کرد.

idlenesses can often lead to overthinking.

بی‌حالی اغلب می‌تواند منجر به بیش‌فکر شدن شود.

he recognized his idlenesses and decided to take action.

او بی‌حالی خود را تشخیص داد و تصمیم گرفت اقدام کند.

idlenesses are often a sign of deeper issues.

بی‌حالی اغلب نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر است.

they spent their idlenesses discussing future plans.

آنها اوقات بیکاری خود را صرف بحث در مورد برنامه‌های آینده کردند.

finding purpose can help reduce idlenesses.

پیدا کردن هدف می‌تواند به کاهش بی‌حالی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید