ileon

[ایالات متحده]/[ˌaɪˈliːən]/
[بریتانیا]/[ˌaɪˈliːən]/

ترجمه

n. قسمت روده باریک که بعد از جژنوم قرار دارد؛ مربوط به ایلئوم.

جملات نمونه

the ileon is a crucial part of the small intestine.

ایلئون بخش مهمی از روده کوچک است.

damage to the ileon can impair nutrient absorption.

آسیب به ایلئون می‌تواند جذب مواد مغذی را مختل کند.

the ileocecal valve connects the ileum to the colon.

دوالب ایلئوکولون ایلئوم را به کولون متصل می‌کند.

bacterial overgrowth in the ileum can cause problems.

افزایش بیش از حد باکتری‌ها در ایلئوم می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند.

inflammation of the ileon is a symptom of crohn's disease.

التهاب ایلئون یک علامت بیماری کرون است.

resection of the ileon may require nutritional supplementation.

برداشتن بخشی از ایلئون ممکن است نیاز به مکمل‌های غذایی داشته باشد.

the ileal arteries supply blood to the ileum.

شریان‌های ایلئومی خون را به ایلئوم می‌رسانند.

ileal lymphoma is a rare type of cancer.

لنفوم ایلئومی یک نوع نادر سرطان است.

a biopsy of the ileum can help diagnose diseases.

بیوپسی از ایلئوم می‌تواند به تشخیص بیماری‌ها کمک کند.

the ileal pouch is created after colectomy in some cases.

کیست ایلئومی در برخی موارد پس از کولوکتومی ایجاد می‌شود.

ileal strictures can obstruct the passage of food.

تنگی ایلئومی می‌تواند عبور غذا را مسدود کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید