ileum

[ایالات متحده]/'ɪlɪəm/
[بریتانیا]/'ɪlɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از روده کوچک که ژژونوم را به روده بزرگ متصل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

terminal ileum

روده باریک انتهایی

جملات نمونه

The effects on mouse's ileum can totally been inhibited by atropine, eserine, fugutoxin, and morphine.

اثرات روی ایلئوم موش‌ها می‌تواند به طور کامل توسط آتروپین، اسرین، فوگوتوکسین و مورفین مهار شود.

At laparotomy, duodenal dverticulitis and one enterolith obstructing the distal ileum were found.

در حین لاپاروتومی، دیورتیکولیت دوازدهه و یک آنترولیت که ایلئوم دیستال را مسدود کرده بود، یافت شد.

According to the experiments on the animals “Jinguihuishengyi” can cause the systole and diastole of the rats' ileum and the spasmus of the guinea pig.

بر اساس آزمایشات انجام شده بر روی حیوانات، «جینگوی هوی شین گی» می‌تواند باعث انقباض و انبساط روده ایلئوم موش‌ها و اسپاسم روده ایلئوم خوکچه गिनी شود.

Objective:This study aims to investigate the effect of areca nut decoction on the expression of M2,M3RmRNA in rats ileum and gastric antrum tissue of rats with stomach and intestine dyskinesis.

هدف: این مطالعه به بررسی اثر جوشانده نارگیل بر بیان mRNA M2، M3R در روده ایلئوم و بافت آنتر معده در موش‌های با دیسکینزی معده و روده می‌پردازد.

This fertilizer does not contain specified risk material, which consists of the following code and the part of ileum that is within two meters from the intestinum caecum.

این کود حاوی مواد خطرناک مشخصی نیست که شامل کد زیر و بخشی از روده ایلئوم در فاصله دو متری از روده بزرگ می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید