ilex

[ایالات متحده]/ˈaɪ.lɛks/
[بریتانیا]/ˈaɪ.lɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان که به طور معمول به عنوان هالی شناخته می‌شود؛ جنس هالی

عبارات و ترکیب‌ها

ilex aquifolium

سرخشک سوزنی

ilex opaca

سرخشک تیره

ilex paraguariensis

سرخشک پاراگوایی

ilex verticillata

سرخشک پیچیده

ilex cassine

سرخشک کاسین

ilex cornuta

سرخشک شاخدار

ilex crenata

سرخشک دندانه دار

ilex glabra

سرخشک صاف

ilex myrtifolia

سرخشک مورتيفوليا

ilex vomitoria

سرخشک استفراغ آور

جملات نمونه

ilex is often used in traditional medicine.

بومادران اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the leaves of the ilex plant are evergreen.

برگ‌های گیاه بومادران همیشه سبز هستند.

we planted ilex bushes in our garden.

ما بوته‌های بومادران را در باغ خود کاشتیم.

ilex trees provide excellent shade in summer.

درختان بومادران در تابستان سایه بی‌نظیری فراهم می‌کنند.

the ilex species are known for their resilience.

گونه‌های بومادران به دلیل مقاومتشان شناخته شده‌اند.

birds often nest in ilex trees.

پرندگان اغلب در درختان بومادران لانه می‌سازند.

ilex berries are a food source for wildlife.

توت‌های بومادران منبع غذایی برای حیات وحش هستند.

many people appreciate the beauty of ilex foliage.

بسیاری از مردم زیبایی پوشش گیاهی بومادران را ارزیابی می‌کنند.

in winter, ilex adds color to the landscape.

در زمستان، بومادران رنگی به منظره می‌بخشد.

ilex is often used in holiday decorations.

بومادران اغلب در تزئینات تعطیلات استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید