illnesses

[ایالات متحده]/ˈɪlnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪlnəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) بیماری‌ها، چه جسمی و چه روانی؛ (جمع) یک بیماری خاص؛ (جمع) دوره‌ای از بیماری

عبارات و ترکیب‌ها

chronic illnesses

بیماری‌های مزمن

mental illnesses

بیماری‌های روانی

common illnesses

بیماری‌های شایع

serious illnesses

بیماری‌های جدی

infectious illnesses

بیماری‌های عفونی

acute illnesses

بیماری‌های حاد

preventable illnesses

بیماری‌های قابل پیشگیری

seasonal illnesses

بیماری‌های فصلی

rare illnesses

بیماری‌های نادر

lifestyle illnesses

بیماری‌های سبک زندگی

جملات نمونه

many people suffer from chronic illnesses.

بسیاری از افراد از بیماری‌های مزمن رنج می‌برند.

preventing illnesses is essential for a healthy lifestyle.

جلوگیری از بیماری‌ها برای داشتن یک سبک زندگی سالم ضروری است.

vaccinations can help reduce the spread of infectious illnesses.

واکسیناسیون می‌تواند به کاهش انتشار بیماری‌های عفونی کمک کند.

some illnesses require long-term treatment and care.

برخی از بیماری‌ها نیاز به درمان و مراقبت طولانی مدت دارند.

understanding the symptoms of illnesses can lead to early diagnosis.

درک علائم بیماری‌ها می‌تواند منجر به تشخیص زودهنگام شود.

there are many common illnesses that can be easily treated.

بسیاری از بیماری‌های شایع وجود دارند که می‌توان به راحتی آنها را درمان کرد.

illnesses can have a significant impact on mental health.

بیماری‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان داشته باشند.

healthy eating can help prevent various illnesses.

تغذیه سالم می‌تواند به پیشگیری از بیماری‌های مختلف کمک کند.

access to healthcare is crucial for managing chronic illnesses.

دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی برای مدیریت بیماری‌های مزمن بسیار مهم است.

some illnesses are hereditary and run in families.

برخی از بیماری‌ها ارثی هستند و در خانواده‌ها دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید