imagemakers

[ایالات متحده]/ˈɪmɪdʒˌmeɪkə/
[بریتانیا]/ˈɪmɪdʒˌmeɪkər/

ترجمه

n. متخصص تبلیغات; مشاور تصویر

عبارات و ترکیب‌ها

creative imagemaker

خلاق تصویرساز

professional imagemaker

تصویرساز حرفه‌ای

digital imagemaker

تصویرساز دیجیتال

visual imagemaker

تصویرساز بصری

artistic imagemaker

تصویرساز هنری

innovative imagemaker

تصویرساز نوآور

skilled imagemaker

تصویرساز ماهر

expert imagemaker

تصویرساز متخصص

talented imagemaker

تصویرساز با استعداد

dynamic imagemaker

تصویرساز پویا

جملات نمونه

the imagemaker created stunning visuals for the campaign.

طراح جلوه‌های بصری، جلوه‌های بصری خیره‌کننده برای کمپین ایجاد کرد.

as an imagemaker, she knows how to capture emotions.

به عنوان طراح جلوه‌های بصری، او می‌داند چگونه احساسات را به تصویر بکشد.

he worked as an imagemaker for several famous brands.

او به عنوان طراح جلوه‌های بصری برای چندین برند معروف کار می‌کرد.

the imagemaker used advanced technology to enhance the images.

طراح جلوه‌های بصری از فناوری پیشرفته برای بهبود تصاویر استفاده کرد.

every imagemaker has their unique style and approach.

هر طراح جلوه‌های بصری سبک و روش منحصر به فرد خود را دارد.

she hired an imagemaker to improve her online presence.

او برای بهبود حضور آنلاین خود یک طراح جلوه‌های بصری استخدام کرد.

the imagemaker's portfolio showcases a variety of projects.

نمونه کار طراح جلوه‌های بصری مجموعه‌ای از پروژه‌های متنوع را نشان می‌دهد.

as an imagemaker, he focuses on storytelling through visuals.

به عنوان طراح جلوه‌های بصری، او بر روایت داستان از طریق تصاویر تمرکز دارد.

the imagemaker collaborated with photographers and designers.

طراح جلوه‌های بصری با عکاسان و طراحان همکاری کرد.

being an imagemaker requires creativity and technical skills.

طراح جلوه‌های بصری بودن نیازمند خلاقیت و مهارت‌های فنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید