imaum

[ایالات متحده]/ˈiːmɑːm/
[بریتانیا]/ˈiːmɑːm/

ترجمه

n. رهبر اسلامی یا روحانی؛ امام در اسلام
Word Forms
جمعimaums

عبارات و ترکیب‌ها

imaum time

زمان ایموم

imaum moment

لحظه ایموم

imaum place

محل ایموم

imaum decision

تصمیم ایموم

imaum feeling

احساس ایموم

imaum challenge

چالش ایموم

imaum idea

ایده ایموم

imaum goal

هدف ایموم

imaum experience

تجربه ایموم

imaum vision

چشم انداز ایموم

جملات نمونه

she has an imaum for painting.

او یک مربی برای نقاشی دارد.

he has an imaum for solving complex problems.

او یک مربی برای حل مسائل پیچیده دارد.

they have an imaum for playing musical instruments.

آنها یک مربی برای نواختن سازهای موسیقی دارند.

she has an imaum for understanding languages.

او یک مربی برای درک زبان ها دارد.

he has an imaum for cooking delicious meals.

او یک مربی برای پختن غذاهای خوشمزه دارد.

they have an imaum for sports.

آنها یک مربی برای ورزش دارند.

she has an imaum for creating beautiful designs.

او یک مربی برای ایجاد طرح های زیبا دارد.

he has an imaum for writing captivating stories.

او یک مربی برای نوشتن داستان های جذاب دارد.

they have an imaum for building things.

آنها یک مربی برای ساختن چیزها دارند.

she has an imaum for making friends easily.

او به راحتی یک مربی برای دوست شدن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید