infidel

[ایالات متحده]/'ɪnfɪd(ə)l/
[بریتانیا]/'ɪnfədl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کافر; غیرمؤمن
adj. فاقد ایمان مذهبی; مربوط به غیرمؤمنان

جملات نمونه

an infidel to the prohibitionist cause.

یک فرد بی‌اعتقاد به جنبش منع مصرف.

I can`t believe,there is such a imbrute doing in this age,I can`t even believe the decedent is just a "infidel".

من نمی‌توانم باور کنم، چنین حیوانی در این عصر وجود دارد، حتی نمی‌توانم باور کنم که متوفی فقط یک «بی‌اعتقاد» است.

The crusaders viewed the locals as infidels.

مسلحان جنگ‌های صلیبی مردم محلی را به عنوان بی‌اعتقادان می‌دیدند.

The extremist group declared a holy war against the infidels.

گروه تندرو جنگ مقدس علیه بی‌اعتقادان اعلام کرد.

The infidel was excommunicated from the church.

بی‌اعتقاد از کلیسا طرد شد.

He was accused of being an infidel and was ostracized by the community.

اتهام بی‌اعتقادی به او وارد شد و از سوی جامعه طرد شد.

The infidel refused to convert to the new religion.

بی‌اعتقاد از تغییر به دین جدید امتناع کرد.

The king ordered the execution of all infidels in the kingdom.

شاه دستور اعدام تمام بی‌اعتقادان در پادشاهی را صادر کرد.

The extremist group targeted innocent civilians they deemed as infidels.

گروه تندرو غیرنظامیان بی‌گناهی را که آن‌ها را به عنوان بی‌اعتقادان تلقی می‌کردند، هدف قرار داد.

She was labeled an infidel for questioning the traditional beliefs.

او به دلیل زیر سوال بردن باورهای سنتی، به عنوان بی‌اعتقاد برچسب خورد.

The infidels were captured and taken as prisoners of war.

بی‌اعتقادان اسیر و به عنوان اسرای جنگ گرفته شدند.

The infidel's presence in the sacred temple was considered sacrilegious.

حضور بی‌اعتقاد در معبد مقدس توهین‌آمیز تلقی می‌شد.

نمونه‌های واقعی

But the infidel occupation soon proved unpopular.

اما اشغال کافران به زودی غیر محبوب از آب درآمد.

منبع: The Economist - Arts

ISIS view one religious group in particular as infidels.

سازمان ISIS یک گروه مذهبی خاص را به طور ویژه به عنوان کافر می بیند.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

We're not into negotiating. We're into fighting and taking the lives of the infidels.

ما دنبال مذاکره نیستیم. ما دنبال جنگیدن و گرفتن جان کافران هستیم.

منبع: NPR News November 2014 Compilation

They often target security forces, government officials or Christians who they view as infidels. World News from the BBC.

آنها اغلب به نیروهای امنیتی، مقامات دولتی یا مسیحیانی که آنها را به عنوان کافر می بینند، هدف قرار می دهند. اخبار جهان از بی بی سی.

منبع: BBC Listening December 2012 Collection

We are not infidel. We are different but equal.

ما کافر نیستیم. ما متفاوت اما برابر هستیم.

منبع: VOA Special February 2013 Collection

How would you punish the infidels, Ser Davos?

چگونه مجازات کافران را انجام می دهید، سر داووس؟

منبع: Game of Thrones Season 3

Although his head was full of lions, unsheathed swords and infidels dying in their own blood, he did not fight.

با وجود اینکه سرش پر از شیرها، شمشیرهای کشیده شده و کافرانی بود که در خون خود می مردند، او جنگ نکرد.

منبع: The Economist (Summary)

Absolutely. But unfortunately, they've been classified wrongly as kafirs, so to speak, in terms of being pagan and being infidels.

کاملا. اما متاسفانه، آنها به اشتباه به عنوان کافرها، به این معنا، به عنوان مشرک و کافر طبقه بندی شده اند.

منبع: NPR News June 2016 Compilation

It was the logic of infidels.

این منطق کافران بود.

منبع: The Red and the Black (Part One)

But Nicholas was neither an habitual drunkard nor a thorough infidel.

اما نیکلاس نه اهل شرابت بود و نه کافر تمام عیار.

منبع: South and North (Middle)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید