immaturenesses

[ایالات متحده]/ˌɪməˈtʃʊənəsɪz/
[بریتانیا]/ˌɪməˈtʃʊrnəsɪz/

ترجمه

n. حالت نابالغ بودن

عبارات و ترکیب‌ها

overcome immaturenesses

غلبه بر نارسایی‌ها

recognize immaturenesses

تشخیص نارسایی‌ها

address immaturenesses

رسیدگی به نارسایی‌ها

accept immaturenesses

پذیرش نارسایی‌ها

understand immaturenesses

درک نارسایی‌ها

discuss immaturenesses

بحث درباره نارسایی‌ها

embrace immaturenesses

در آغوش گرفتن نارسایی‌ها

analyze immaturenesses

تجزیه و تحلیل نارسایی‌ها

challenge immaturenesses

چالش نارسایی‌ها

overlook immaturenesses

نادیده گرفتن نارسایی‌ها

جملات نمونه

his immaturenesses often lead to misunderstandings.

ناپختگی‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

we need to address our immaturenesses to grow.

ما باید به ناپختگی‌های خود رسیدگی کنیم تا رشد کنیم.

her immaturenesses were evident in her reactions.

ناپختگی‌های او در واکنش‌هایش آشکار بود.

recognizing our immaturenesses is the first step to improvement.

تشخیص ناپختگی‌های ما اولین قدم برای بهبود است.

his immaturenesses hindered his relationships.

ناپختگی‌های او روابطش را مختل کرد.

we should learn from our immaturenesses instead of ignoring them.

ما باید از ناپختگی‌های خود درس بگیریم به جای اینکه آن‌ها را نادیده بگیریم.

her immaturenesses made it hard for her to fit in.

ناپختگی‌های او باعث شد که برایش سخت باشد با دیگران ارتباط برقرار کند.

addressing our immaturenesses can lead to better outcomes.

رسیدگی به ناپختگی‌های ما می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

his immaturenesses were often a topic of discussion.

ناپختگی‌های او اغلب موضوع بحث بود.

overcoming our immaturenesses requires effort and reflection.

غلبه بر ناپختگی‌های ما نیاز به تلاش و تفکر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید