unripe

[ایالات متحده]/ʌnˈraɪp/
[بریتانیا]/ʌnˈraɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور کامل توسعه نیافته یا بالغ نشده؛ آماده برای استفاده یا مصرف نیست
n. میوه یا سبزی نارس

عبارات و ترکیب‌ها

unripe fruit

میوه نارس

unripe banana

موز نارس

unripe vegetables

سبزیجات نارس

unripe cheese

پنیر نارس

unripe grain

غله نارس

unripe nuts

آجیل نارس

unripe tomatoes

گوجه فرنگی نارس

unripe mango

آلوئه‌مانگو نارس

unripe peach

هلو نارس

unripe olives

زیتون نارس

جملات نمونه

the fruit is still unripe and should be left on the tree.

میوه هنوز نرسیده است و باید روی درخت رها شود.

unripe vegetables can be hard to digest.

سبزیجات نارس ممکن است هضم آنها دشوار باشد.

she prefers to eat unripe bananas in her smoothies.

او ترجیح می دهد موزهای نارس را در اسموتی خود بخورد.

unripe grains are often used to make flour.

غلات نارس اغلب برای تهیه آرد استفاده می شوند.

he picked unripe tomatoes for his salad.

او گوجه فرنگی‌های نارس را برای سالادش انتخاب کرد.

unripe fruit can be sour and unappealing.

میوه نارس می تواند ترش و ناخوشایند باشد.

they advised against eating unripe berries.

آنها توصیه کردند از خوردن توت های نارس خودداری کنید.

unripe cheese has a very different flavor profile.

پنیر نارس طعم بسیار متفاوتی دارد.

she learned to recognize unripe fruits in the market.

او یاد گرفت که چگونه میوه های نارس را در بازار تشخیص دهد.

unripe nuts are often not suitable for consumption.

آجیل‌های نارس اغلب برای مصرف مناسب نیستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید