immunizing

[ایالات متحده]/ɪˈmjuːnaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈmjunəˌzaɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایمن کردن یک شخص یا حیوان در برابر عفونت

عبارات و ترکیب‌ها

immunizing children

واکسیناسیون کودکان

immunizing adults

واکسیناسیون بزرگسالان

immunizing vaccines

واکسن‌های ایمن‌سازی

immunizing process

فرآیند ایمن‌سازی

immunizing strategy

استراتژی ایمن‌سازی

immunizing programs

برنامه‌های ایمن‌سازی

immunizing policy

سیاست ایمن‌سازی

immunizing schedule

برنامه واکسیناسیون

immunizing clinics

کلینیک‌های واکسیناسیون

immunizing efforts

تلاش‌های واکسیناسیون

جملات نمونه

immunizing children against diseases is essential for public health.

واکسیناسیون کودکان در برابر بیماری‌ها برای حفظ سلامت عمومی ضروری است.

vaccines are crucial for immunizing the population.

واکسن‌ها برای واکسیناسیون جمعیت بسیار مهم هستند.

immunizing pets can prevent the spread of infections.

واکسیناسیون حیوانات خانگی می‌تواند از گسترش عفونت‌ها جلوگیری کند.

health campaigns focus on immunizing vulnerable groups.

کمپین‌های بهداشتی بر واکسیناسیون گروه‌های آسیب‌پذیر تمرکز دارند.

immunizing against flu is recommended every year.

واکسیناسیون علیه آنفولانزا هر سال توصیه می‌شود.

immunizing adults is just as important as immunizing children.

واکسیناسیون بزرگسالان به اندازه واکسیناسیون کودکان مهم است.

immunizing travelers can help control outbreaks.

واکسیناسیون مسافران می‌تواند به کنترل شیوع کمک کند.

immunizing the community contributes to herd immunity.

واکسیناسیون جامعه به ایجاد ایمنی جمعی کمک می‌کند.

immunizing against hepatitis is vital for at-risk populations.

واکسیناسیون علیه هپاتیت برای جمعیت در معرض خطر حیاتی است.

many countries have programs dedicated to immunizing infants.

بسیاری از کشورها برنامه‌هایی را برای واکسیناسیون نوزادان اختصاص داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید