immunocompromised patients
بیماران دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised individuals
افراد دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised status
وضعیت نقص سیستم ایمنی
immunocompromised groups
گروههای دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised conditions
شرایط نقص سیستم ایمنی
immunocompromised children
کودکان دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised adults
بزرگسالان دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised response
پاسخ نقص سیستم ایمنی
immunocompromised therapy
درمان نقص سیستم ایمنی
immunocompromised care
مراقبت از بیماران دارای نقص سیستم ایمنی
patients who are immunocompromised should take extra precautions.
بیمارانی که سیستم ایمنی ضعیف دارند باید اقدامات احتیاطی بیشتری انجام دهند.
immunocompromised individuals may be more susceptible to infections.
افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به عفونت باشند.
vaccinations are crucial for immunocompromised patients.
واکسیناسیون برای بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف بسیار مهم است.
healthcare providers need to be aware of immunocompromised patients.
ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی باید از بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف آگاه باشند.
nutrition plays a vital role in supporting immunocompromised individuals.
تغذیه نقش حیاتی در حمایت از افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف دارد.
immunocompromised patients often require specialized medical care.
بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف اغلب به مراقبتهای پزشکی تخصصی نیاز دارند.
it is important to limit exposure for immunocompromised individuals.
محدود کردن قرار گرفتن در معرض عوامل خطر برای افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف مهم است.
immunocompromised people should avoid crowded places.
افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف باید از مکانهای شلوغ اجتناب کنند.
support groups can help immunocompromised patients cope.
گروههای حمایتی میتوانند به بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف کمک کنند تا کنار بیایند.
immunocompromised status can affect treatment decisions.
وضعیت سیستم ایمنی ضعیف میتواند بر تصمیمات درمانی تأثیر بگذارد.
immunocompromised patients
بیماران دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised individuals
افراد دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised status
وضعیت نقص سیستم ایمنی
immunocompromised groups
گروههای دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised conditions
شرایط نقص سیستم ایمنی
immunocompromised children
کودکان دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised adults
بزرگسالان دارای نقص سیستم ایمنی
immunocompromised response
پاسخ نقص سیستم ایمنی
immunocompromised therapy
درمان نقص سیستم ایمنی
immunocompromised care
مراقبت از بیماران دارای نقص سیستم ایمنی
patients who are immunocompromised should take extra precautions.
بیمارانی که سیستم ایمنی ضعیف دارند باید اقدامات احتیاطی بیشتری انجام دهند.
immunocompromised individuals may be more susceptible to infections.
افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به عفونت باشند.
vaccinations are crucial for immunocompromised patients.
واکسیناسیون برای بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف بسیار مهم است.
healthcare providers need to be aware of immunocompromised patients.
ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی باید از بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف آگاه باشند.
nutrition plays a vital role in supporting immunocompromised individuals.
تغذیه نقش حیاتی در حمایت از افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف دارد.
immunocompromised patients often require specialized medical care.
بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف اغلب به مراقبتهای پزشکی تخصصی نیاز دارند.
it is important to limit exposure for immunocompromised individuals.
محدود کردن قرار گرفتن در معرض عوامل خطر برای افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف مهم است.
immunocompromised people should avoid crowded places.
افراد دارای سیستم ایمنی ضعیف باید از مکانهای شلوغ اجتناب کنند.
support groups can help immunocompromised patients cope.
گروههای حمایتی میتوانند به بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف کمک کنند تا کنار بیایند.
immunocompromised status can affect treatment decisions.
وضعیت سیستم ایمنی ضعیف میتواند بر تصمیمات درمانی تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید