impetigo

[ایالات متحده]/ˌɪmpɪ'taɪgəʊ/
[بریتانیا]/ˌɪmpɪ'taɪɡo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عفونت پوستی مسری که با زخم‌های قرمز مشخص می‌شود که پوسته‌های زرد تشکیل می‌دهند
Word Forms

جملات نمونه

A diagnosis of ampullar impetigo was made and she received cloxacillin for 3 weeks without improvement.

تشخیص آمپولیرا ایمپتیکو داده شد و او سه هفته کلگزاسیلین دریافت کرد اما بدون بهبودی.

wounds,cold sores,chapped skin,furuncle,impetigo and intertrigo.

زخم‌ها، تبخاله، پوست خشک، فورونکل، ایمپتیکو و اینترتريگو.

The doctor diagnosed the rash as impetigo.

پزشک بثورات جلدی را به عنوان ایمپتیکو تشخیص داد.

Impetigo is a highly contagious skin infection.

ایمپتیکو یک عفونت پوستی بسیار مسری است.

She developed impetigo after scratching a bug bite.

او پس از خراش یک نیش حشره دچار ایمپتیکو شد.

Impetigo can be treated with antibiotics.

ایمپتیکو را می‌توان با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان کرد.

Children are more prone to getting impetigo.

کودکان بیشتر مستعد ابتلا به ایمپتیکو هستند.

Proper hygiene can help prevent impetigo.

بهداشت مناسب می‌تواند به پیشگیری از ایمپتیکو کمک کند.

Impetigo causes red sores that can burst and crust over.

ایمپتیکو باعث ایجاد زخم‌های قرمز می‌شود که می‌توانند منفجر شوند و پوسته پوسته شوند.

The school sent a notice about an impetigo outbreak.

مدرسه اخطاریه‌ای در مورد شیوع ایمپتیکو ارسال کرد.

It is important to keep impetigo sores covered to prevent spreading the infection.

برای جلوگیری از انتشار عفونت، مهم است که زخم‌های ایمپتیکو را پوشانده نگه دارید.

Impetigo is more common in warm and humid climates.

ایمپتیکو در آب و هوای گرم و مرطوب شایع‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید