impoverishments

[ایالات متحده]/ɪm'pɑvərɪʃmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فقر، تنگدستی

جملات نمونه

the impoverishment of natural resources

فقر منابع طبیعی

impoverishment of the soil

فقر خاک

impoverishment of the mind

فقر ذهن

impoverishment of the environment

فقر محیط زیست

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید