impresario

[ایالات متحده]/ˌɪmprɪ'sɑːrɪəʊ/
[بریتانیا]/ˌɪmprə'sɑrɪo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برگزارکننده یا مدیر اجراها
Word Forms

جملات نمونه

The impresario had buttoned his astrakhan coat.

مُدیر صحنه بارانی کت خود را با دکمه بست.

The impresario will present an expanded series of concerts next season.

متصدی برنامه در فصل آینده یک سری کنسرت های گسترده تر ارائه خواهد داد.

The impresario organized a successful music festival.

مدیر صحنه یک جشنواره موسیقی موفق را سازماندهی کرد.

The famous impresario signed a new talented artist.

مدیر صحنه مشهور یک هنرمند جدید و با استعداد را استخدام کرد.

The impresario is known for discovering new talents.

مدیر صحنه به دلیل کشف استعدادهای جدید شناخته شده است.

The impresario managed the careers of several famous actors.

مدیر صحنه بر مدیریت حرفه چندین بازیگر مشهور نظارت داشت.

The impresario negotiated a lucrative deal for the band.

مدیر صحنه یک قرارداد سودآور برای گروه موسیقی مذاکره کرد.

The impresario is responsible for booking entertainment acts for the venue.

مدیر صحنه مسئول رزرو برنامه های سرگرمی برای محل برگزاری است.

The impresario's reputation in the industry is impeccable.

شهرت مدیر صحنه در صنعت بی نقص است.

The impresario's keen eye for talent has led to many successful collaborations.

دید تیزبینانه مدیر صحنه به استعدادها منجر به همکاری های موفقیت آمیز زیادی شده است.

The impresario's connections in the entertainment world are extensive.

ارتباطات مدیر صحنه در دنیای سرگرمی گسترده است.

The impresario's latest production received rave reviews.

اخرین اثر مدیر صحنه با نظرات مثبت و تحسین برانگیز روبرو شد.

نمونه‌های واقعی

In 1816, William Alexander Brown, a former ship's steward turned theatrical impresario, opened the African Grove theater in New York.

در سال 1816، ویلیام الکساندر براون، یک خادم کشتی سابق که به یک مدیر تئاتر تبدیل شده بود، تئاتر آفریقان گرو را در نیویورک افتتاح کرد.

منبع: Crash Course in Drama

Robert Newman, the impresario who helped launch the Proms, wanted to guide listeners up to Olympus, not to bring the music down.

رابرت نیومن، مدیر برنامه‌ای که به راه‌اندازی Proms کمک کرد، می‌خواست شنوندگان را به المپ به بالا هدایت کند، نه اینکه موسیقی را پایین بیاورد.

منبع: The Economist Culture

He's a bit of an impresario at heart, and he loves a big show, a big stage, bright light, whether it's him on stage or whether it's watching the spectacle.

او از صمیم قلب یک مدیر برنامه است و عاشق یک نمایش بزرگ، یک صحنه بزرگ، نورهای روشن است، چه روی صحنه باشد و چه تماشای تماشاگران.

منبع: BBC Listening March 2018 Compilation

It wasn't until she landed a cameo in the western TV series Deadwood – in which Cox had a regular role as theatre impresario Jack Langrishe – that she managed to get a green card.

تا زمانی که او نقش کوچکی در سریال تلویزیونی وسترن Deadwood به دست آورد - در حالی که Cox نقش منظم خود را به عنوان مدیر تئاتر Jack Langrishe داشت - موفق به دریافت کارت سبز نشد.

منبع: The Guardian Reading Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید