imprescriptible

[ایالات متحده]/ɪmˈprɛskrɪptəbl/
[بریتانیا]/ɪmˈprɛskrɪptəbl/

ترجمه

adj. مشمول تجویز یا ضبط نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

imprescriptible right

حق غیرقابل نسخ

imprescriptible claim

ادعای غیرقابل نسخ

imprescriptible law

قانون غیرقابل نسخ

imprescriptible obligation

تعهد غیرقابل نسخ

imprescriptible principle

اصل غیرقابل نسخ

imprescriptible rights

حقوق غیرقابل نسخ

imprescriptible justice

عدالت غیرقابل نسخ

imprescriptible nature

طبیعت غیرقابل نسخ

imprescriptible duty

وظیفه غیرقابل نسخ

imprescriptible interest

منافع غیرقابل نسخ

جملات نمونه

the right to a fair trial is imprescriptible.

حق داشتن به یک محاکمه عادلانه غیرقابل نسخ است.

some human rights are considered imprescriptible.

برخی از حقوق بشر غیرقابل نسخ در نظر گرفته می‌شوند.

the imprescriptible nature of certain claims ensures justice.

طبیعت غیرقابل نسخ برخی از ادعاها، عدالت را تضمین می‌کند.

imprescriptible rights cannot be taken away by law.

حقوق غیرقابل نسخ نمی‌توانند توسط قانون سلب شوند.

many activists fight for imprescriptible rights.

بسیاری از فعالان برای حقوق غیرقابل نسخ مبارزه می‌کنند.

imprescriptible obligations must be fulfilled by all.

الزامات غیرقابل نسخ باید توسط همه انجام شود.

injustice against imprescriptible rights is unacceptable.

نظام‌زدایی علیه حقوق غیرقابل نسخ غیرقابل قبول است.

legal systems must protect imprescriptible rights.

نظام‌های حقوقی باید از حقوق غیرقابل نسخ محافظت کنند.

society must recognize imprescriptible human dignity.

جامعه باید به کرامت انسانی غیرقابل نسخ احترام بگذارد.

imprescriptible claims can be pursued at any time.

می‌توان ادعاهای غیرقابل نسخ را در هر زمان پیگیری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید