impressionism

[ایالات متحده]/ɪm'preʃənɪzəm/
[بریتانیا]/ɪm'prɛʃən,ɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امپرسیونیسم، سبکی یا حرکتی در نقاشی که با هدف ثبت تأثیر یا اثر یک صحنه به جای جزئیات مشخص می‌شود.

جملات نمونه

an anonymous poet who flourished in the tenth century; painted when Impressionism was flourishing.

یک شاعر ناشناس که در قرن دهم شکوفا شد؛ زمانی که امپرسیونیسم در حال شکوفایی بود، نقاشی کرد.

The artist was inspired by impressionism in his latest collection.

هنرمند در مجموعه جدید خود از امپرسیونیسم الهام گرفت.

Impressionism is known for its focus on capturing light and color.

امپرسیونیسم به خاطر تمرکز بر به تصویر کشیدن نور و رنگ شناخته می شود.

She studied impressionism in art school.

او امپرسیونیسم را در هنرستان مطالعه کرد.

Impressionism emerged in the late 19th century.

امپرسیونیسم در اواخر قرن نوزدهم ظهور کرد.

Many art enthusiasts appreciate the beauty of impressionism.

بسیاری از علاقه مندان به هنر، زیبایی امپرسیونیسم را ارج می گذارند.

Impressionism has had a significant influence on modern art.

امپرسیونیسم تأثیر قابل توجهی بر هنر مدرن داشته است.

The artist's style can be described as a blend of realism and impressionism.

می توان سبک هنرمند را ترکیبی از واقع گرایی و امپرسیونیسم توصیف کرد.

Impressionism aimed to capture fleeting moments and sensations.

امپرسیونیسم هدف آن به تصویر کشیدن لحظات و احساسات زودگذر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید