improbable

[ایالات متحده]/ɪm'prɒbəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪm'prɑbəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بعید است که اتفاق بیفتد؛ بعید است که درست باشد؛ غیرمحتمل

جملات نمونه

It is improbable that she will go.

احتمال اینکه او برود بسیار کم است.

a wildly improbable idea

یک ایده بسیار غیرمحتمل.

her story is an improbable concoction.

داستان او یک اختراع غیرمحتمل است.

the characters have improbable names.

نام‌های غیرمحتمل برای شخصیت‌ها وجود دارد.

There is nothing inherently improbable in the idea.

در این ایده هیچ چیز ذاتاً غیرمحتمل وجود ندارد.

These new facts make the theory improbable.

این حقایق جدید باعث می شوند که نظریه غیرمحتمل باشد.

The film tells the improbable story of a monkey that becomes a politician.

فیلم داستان غیرمحتمل یک میمون که به سیاستمدار تبدیل می شود را روایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید