imus

[ایالات متحده]/ˈiːmuː/
[بریتانیا]/ˈiːmu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (هاوایی) یک گودال کم عمق برای پخت یا کباب کردن
abbr. واحد اندازه‌گیری اینرسی

عبارات و ترکیب‌ها

imu sensor

حسگر IMU

imu data

داده IMU

imu module

ماژول IMU

imu system

سیستم IMU

imu technology

فناوری IMU

imu calibration

کالیبراسیون IMU

imu integration

یکپارچه سازی IMU

imu output

خروجی IMU

imu application

کاربرد IMU

imu performance

عملکرد IMU

جملات نمونه

he has an imu for understanding complex problems.

او دارای یک IMU برای درک مشکلات پیچیده است.

she has an imu for music and can play several instruments.

او دارای یک IMU برای موسیقی است و می تواند چندین ساز را بنوازد.

they have an imu for design, creating stunning visuals.

آنها دارای یک IMU برای طراحی هستند و جلوه های بصری خیره کننده ایجاد می کنند.

he has an imu for cooking, making delicious meals.

او دارای یک IMU برای آشپزی است و وعده های غذایی خوشمزه درست می کند.

she has an imu for fashion and always looks stylish.

او دارای یک IMU برای مد است و همیشه شیک به نظر می رسد.

he has an imu for technology, always keeping up with trends.

او دارای یک IMU برای فناوری است و همیشه با روندها همراه است.

they have an imu for languages, learning them quickly.

آنها دارای یک IMU برای زبان ها هستند و آنها را به سرعت یاد می گیرند.

she has an imu for art, appreciating various styles.

او دارای یک IMU برای هنر است و سبک های مختلف را ارج می گذارد.

he has an imu for sports, excelling in many activities.

او دارای یک IMU برای ورزش است و در بسیاری از فعالیت ها سرآمد است.

they have an imu for business, making smart investments.

آنها دارای یک IMU برای تجارت هستند و سرمایه گذاری های هوشمندانه انجام می دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید