gyroscope

[ایالات متحده]/'dʒaɪrəskəʊp/
[بریتانیا]/'dʒaɪrəskop/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ژیروسکوپ

جملات نمونه

The gyroscope helps stabilize the drone during flight.

چرخ‌گرد به تثبیت پهپاد در هنگام پرواز کمک می‌کند.

The gyroscope in the smartphone detects orientation changes.

چرخ‌گرد در تلفن همراه تغییرات جهت را تشخیص می‌دهد.

The gyroscope is an essential component in virtual reality headsets.

چرخ‌گرد یک جزء ضروری در هدست‌های واقعیت مجازی است.

Pilots rely on gyroscopes for navigation in aircraft.

خلبانان برای ناوبری در هواپیما به چرخ‌گردها متکی هستند.

The gyroscope technology allows for precise motion tracking in gaming consoles.

فناوری چرخ‌گرد امکان ردیابی دقیق حرکت را در کنسول‌های بازی فراهم می‌کند.

The gyroscope helps keep the bicycle upright while in motion.

چرخ‌گرد به حفظ تعادل دوچرخه در حین حرکت کمک می‌کند.

Smartwatches use gyroscopes to track physical activities like running and cycling.

ساعت‌های هوشمند از چرخ‌گردها برای ردیابی فعالیت‌های بدنی مانند دویدن و دوچرخه‌سواری استفاده می‌کنند.

The gyroscope technology is also used in image stabilization systems for cameras.

فناوری چرخ‌گرد نیز در سیستم‌های تثبیت تصویر برای دوربین‌ها استفاده می‌شود.

Gyroscopes are commonly used in inertial navigation systems for ships and submarines.

چرخ‌گردها معمولاً در سیستم‌های ناوبری اینرسی برای کشتی‌ها و زیردریزی‌ها استفاده می‌شوند.

The gyroscope in the spacecraft helps control its orientation in space.

چرخ‌گرد در فضاپیما به کنترل جهت‌گیری آن در فضا کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید