inappetence

[ایالات متحده]/ˌɪnˈæp.ɪ.təns/
[بریتانیا]/ˌɪnˈæp.ɪ.təns/

ترجمه

n. از دست دادن اشتها؛ کمبود تمایل

عبارات و ترکیب‌ها

inappetence symptoms

علائم بی‌اشتهایی

inappetence causes

علت‌های بی‌اشتهایی

inappetence treatment

درمان بی‌اشتهایی

inappetence issues

مشکلات بی‌اشتهایی

inappetence management

مدیریت بی‌اشتهایی

inappetence effects

اثرات بی‌اشتهایی

inappetence evaluation

ارزیابی بی‌اشتهایی

inappetence relief

تسکین بی‌اشتهایی

inappetence concerns

نگرانی‌های بی‌اشتهایی

inappetence remedies

راهکارهای بی‌اشتهایی

جملات نمونه

his inappetence for food was concerning.

بی‌اشتهایی او برای غذا نگران‌کننده بود.

inappetence can be a sign of underlying health issues.

بی‌اشتهایی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات سلامتی زمینه‌ای باشد.

she experienced inappetence due to stress.

او به دلیل استرس دچار بی‌اشتهایی شد.

inappetence often leads to weight loss.

بی‌اشتهایی اغلب منجر به کاهش وزن می‌شود.

the patient reported inappetence after the treatment.

بیمار پس از درمان از بی‌اشتهایی شکایت کرد.

his inappetence was mistaken for a diet.

بی‌اشتهایی او به اشتباه با رژیم غذایی اشتباه گرفته شد.

inappetence can affect one's overall well-being.

بی‌اشتهایی می‌تواند بر سلامت کلی فرد تأثیر بگذارد.

she sought help for her persistent inappetence.

او برای بی‌اشتهایی مداوم خود کمک خواست.

inappetence can be triggered by emotional distress.

بی‌اشتهایی می‌تواند توسط ناراحتی عاطفی تحریک شود.

the doctor advised against ignoring inappetence.

پزشک توصیه کرد که بی‌اشتهایی را نادیده نگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید