inappetence symptoms
علائم بیاشتهایی
inappetence causes
علتهای بیاشتهایی
inappetence treatment
درمان بیاشتهایی
inappetence issues
مشکلات بیاشتهایی
inappetence management
مدیریت بیاشتهایی
inappetence effects
اثرات بیاشتهایی
inappetence evaluation
ارزیابی بیاشتهایی
inappetence relief
تسکین بیاشتهایی
inappetence concerns
نگرانیهای بیاشتهایی
inappetence remedies
راهکارهای بیاشتهایی
his inappetence for food was concerning.
بیاشتهایی او برای غذا نگرانکننده بود.
inappetence can be a sign of underlying health issues.
بیاشتهایی میتواند نشانهای از مشکلات سلامتی زمینهای باشد.
she experienced inappetence due to stress.
او به دلیل استرس دچار بیاشتهایی شد.
inappetence often leads to weight loss.
بیاشتهایی اغلب منجر به کاهش وزن میشود.
the patient reported inappetence after the treatment.
بیمار پس از درمان از بیاشتهایی شکایت کرد.
his inappetence was mistaken for a diet.
بیاشتهایی او به اشتباه با رژیم غذایی اشتباه گرفته شد.
inappetence can affect one's overall well-being.
بیاشتهایی میتواند بر سلامت کلی فرد تأثیر بگذارد.
she sought help for her persistent inappetence.
او برای بیاشتهایی مداوم خود کمک خواست.
inappetence can be triggered by emotional distress.
بیاشتهایی میتواند توسط ناراحتی عاطفی تحریک شود.
the doctor advised against ignoring inappetence.
پزشک توصیه کرد که بیاشتهایی را نادیده نگیرند.
inappetence symptoms
علائم بیاشتهایی
inappetence causes
علتهای بیاشتهایی
inappetence treatment
درمان بیاشتهایی
inappetence issues
مشکلات بیاشتهایی
inappetence management
مدیریت بیاشتهایی
inappetence effects
اثرات بیاشتهایی
inappetence evaluation
ارزیابی بیاشتهایی
inappetence relief
تسکین بیاشتهایی
inappetence concerns
نگرانیهای بیاشتهایی
inappetence remedies
راهکارهای بیاشتهایی
his inappetence for food was concerning.
بیاشتهایی او برای غذا نگرانکننده بود.
inappetence can be a sign of underlying health issues.
بیاشتهایی میتواند نشانهای از مشکلات سلامتی زمینهای باشد.
she experienced inappetence due to stress.
او به دلیل استرس دچار بیاشتهایی شد.
inappetence often leads to weight loss.
بیاشتهایی اغلب منجر به کاهش وزن میشود.
the patient reported inappetence after the treatment.
بیمار پس از درمان از بیاشتهایی شکایت کرد.
his inappetence was mistaken for a diet.
بیاشتهایی او به اشتباه با رژیم غذایی اشتباه گرفته شد.
inappetence can affect one's overall well-being.
بیاشتهایی میتواند بر سلامت کلی فرد تأثیر بگذارد.
she sought help for her persistent inappetence.
او برای بیاشتهایی مداوم خود کمک خواست.
inappetence can be triggered by emotional distress.
بیاشتهایی میتواند توسط ناراحتی عاطفی تحریک شود.
the doctor advised against ignoring inappetence.
پزشک توصیه کرد که بیاشتهایی را نادیده نگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید