incompetency

[ایالات متحده]/ɪnˈkɒmpɪtənsi/
[بریتانیا]/ɪnˈkɑːmpɪtənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم توانایی، مهارت یا صلاحیت قانونی برای انجام چیزی به درستی؛ ناکارآمدی؛ در پزشکی، عدم توانایی بخش یا اندامی برای عملکرد درست، مانند عدم بسته شدن کاملاً یک دریچه.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

gross incompetency

ناتوانی کلی

proven incompetency

ناتوانی اثبات شده

administrative incompetency

ناتوانی اداری

political incompetency

ناتوانی سیاسی

medical incompetency

ناتوانی پزشکی

systemic incompetency

ناتوانی سیستمی

blatant incompetency

ناتوانی آشکار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید