incomprehensions

[ایالات متحده]/ˌɪnkəmprɪˈhɛnʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪnkəmprɪˈhɛnʃənz/

ترجمه

n. کمبود درک

عبارات و ترکیب‌ها

incomprehensions arise

برخورد با سوء تفاهم‌ها

incomprehensions persist

سوء تفاهم‌ها ادامه می‌یابند

incomprehensions occur

سوء تفاهم‌ها رخ می‌دهند

incomprehensions deepen

سوء تفاهم‌ها عمیق‌تر می‌شوند

incomprehensions increase

سوء تفاهم‌ها افزایش می‌یابند

incomprehensions exist

سوء تفاهم‌ها وجود دارند

incomprehensions hinder

سوء تفاهم‌ها مانع می‌شوند

incomprehensions limit

سوء تفاهم‌ها محدود می‌کنند

incomprehensions challenge

سوء تفاهم‌ها به چالش می‌کشند

جملات نمونه

his constant incomprehensions frustrated the teacher.

ناهمواری‌های مداوم او باعث ناراحتی معلم شد.

we need to address the incomprehensions in the report.

ما باید به عدم درک موضوع در گزارش رسیدگی کنیم.

incomprehensions can lead to serious miscommunications.

عدم درک مطلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم جدی شود.

her incomprehensions about the project were concerning.

عدم درک او از پروژه نگران کننده بود.

there were many incomprehensions during the meeting.

در طول جلسه عدم درک مطلب زیادی وجود داشت.

we must clarify any incomprehensions among the team.

ما باید هرگونه عدم درک مطلب را در بین اعضای تیم روشن کنیم.

incomprehensions often arise from cultural differences.

عدم درک مطلب اغلب از تفاوت‌های فرهنگی ناشی می‌شود.

his incomprehensions about the rules were evident.

عدم درک او از قوانین آشکار بود.

to avoid incomprehensions, we should communicate clearly.

برای جلوگیری از عدم درک مطلب، باید به طور واضح ارتباط برقرار کنیم.

incomprehensions can hinder effective collaboration.

عدم درک مطلب می‌تواند همکاری مؤثر را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید