incrustation

[ایالات متحده]/ˌɪnkrəˈsteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪnkrəˈsteɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پوشاندن یا حالت پوشانده شدن; یک پوشش یا لایه سخت; یک دلمه یا پوسته که روی زخم تشکیل می‌شود; رسوبات یا ته‌نشست‌هایی که انباشته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

hard incrustation

رسوب سخت

mineral incrustation

رسوب معدنی

calcium incrustation

رسوب کلسیم

incrustation layer

لایه رسوب

incrustation removal

حذف رسوب

incrustation buildup

تراکم رسوب

incrustation problem

مشکل رسوب

incrustation control

کنترل رسوب

incrustation assessment

ارزیابی رسوب

incrustation effects

اثرات رسوب

جملات نمونه

the incrustation of minerals on the rocks was stunning.

رسوب مواد معدنی بر روی سنگ‌ها خیره‌کننده بود.

we need to remove the incrustation from the pipes.

ما باید رسوب را از لوله‌ها پاک کنیم.

incrustation can affect the performance of machinery.

رسوب می‌تواند بر عملکرد ماشین‌آلات تأثیر بگذارد.

the incrustation on the ancient artifact was carefully studied.

رسوب روی مصنوعات باستانی به دقت مورد مطالعه قرار گرفت.

incrustation can indicate the age of a geological formation.

رسوب می‌تواند نشان‌دهنده سن یک سازند زمین‌شناسی باشد.

the incrustation of algae made the pond look unkempt.

رسوب جلبک باعث شد حوض به نظر نامرتب برسد.

he studied the incrustation found in the cave.

او رسوب یافت شده در غار را مطالعه کرد.

regular cleaning prevents incrustation in the aquarium.

تمیز کردن منظم از تجمع رسوب در آکواریوم جلوگیری می‌کند.

the incrustation on the windows was difficult to clean.

رسوب روی پنجره‌ها به سختی تمیز می‌شد.

incrustation can provide valuable information about past climates.

رسوب می‌تواند اطلاعات ارزشمندی در مورد اقلیم‌های گذشته ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید