indexations

[ایالات متحده]/ˌɪndɛkˈseɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪndɛkˈseɪʃənz/

ترجمه

n. فرایند فهرست‌سازی یا ایجاد یک فهرست

عبارات و ترکیب‌ها

data indexations

شاخص‌سازی داده

indexations report

گزارش شاخص‌سازی

indexations process

فرآیند شاخص‌سازی

indexations analysis

تجزیه و تحلیل شاخص‌سازی

indexations strategy

استراتژی شاخص‌سازی

indexations metrics

معیارهای شاخص‌سازی

indexations tools

ابزارهای شاخص‌سازی

indexations framework

چارچوب شاخص‌سازی

indexations guidelines

دستورالعمل‌های شاخص‌سازی

indexations methods

روش‌های شاخص‌سازی

جملات نمونه

indexations are crucial for keeping financial records accurate.

ایندکس‌گذاری برای حفظ دقت سوابق مالی بسیار مهم است.

the indexations of salaries will occur annually.

ایندکس‌گذاری حقوق‌ها به صورت سالانه انجام خواهد شد.

investors often rely on indexations to track market performance.

سرمایه‌گذاران اغلب برای ردیابی عملکرد بازار به ایندکس‌گذاری متکی هستند.

indexations help in adjusting prices according to inflation.

ایندکس‌گذاری به تنظیم قیمت‌ها بر اساس تورم کمک می‌کند.

economists study indexations to understand economic trends.

اقتصاددانان ایندکس‌گذاری را برای درک روند‌های اقتصادی مطالعه می‌کنند.

indexations are often used in real estate valuations.

ایندکس‌گذاری اغلب در ارزیابی املاک استفاده می‌شود.

many contracts include provisions for indexations.

قراردادهای زیادی شامل مفادی برای ایندکس‌گذاری هستند.

indexations can significantly affect retirement plans.

ایندکس‌گذاری می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر برنامه‌های بازنشستگی داشته باشد.

understanding indexations is essential for financial analysts.

درک ایندکس‌گذاری برای تحلیلگران مالی ضروری است.

indexations ensure that wages keep pace with living costs.

ایندکس‌گذاری اطمینان حاصل می‌کند که حقوق با هزینه‌های زندگی همگام باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید