indiscretions

[ایالات متحده]/ˌɪndɪsˈkrɛʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪndɪsˈkrɛʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقداماتی یا بیانیه‌هایی که فاقد احتیاط یا قضاوت خوب هستند

عبارات و ترکیب‌ها

public indiscretions

افشای ناپیدا

past indiscretions

ناروايي هاي گذشته

indiscretions revealed

ناروايي هاي آشکار شده

indiscretions exposed

ناروايي هاي فاش شده

indiscretions discussed

بحث درباره ناروايي ها

indiscretions forgiven

بخشيده شدن ناروايي ها

indiscretions overlooked

نادیده گرفته شدن ناروايي ها

indiscretions admitted

اعتراف به ناروايي ها

indiscretions avoided

اجتناب از ناروايي ها

indiscretions acknowledged

پذیرش ناروايي ها

جملات نمونه

his indiscretions often put him in awkward situations.

رفتارهای ناشایست او اغلب او را در موقعیت‌های ناخوشاوری قرار می‌داد.

she regretted her indiscretions during the party.

او در طول مهمانی، رفتار‌های ناشایست خود را پشیمان بود.

indiscretions can lead to serious consequences in politics.

رفتارهای ناشایست می‌توانند منجر به عواقب جدی در سیاست شوند.

the journalist exposed his indiscretions in a recent article.

روزنامه‌نگار رفتار‌های ناشایست او را در یک مقاله اخیر افشا کرد.

her indiscretions were the talk of the town.

رفتار‌های ناشایست او نقل و نبات شهر بود.

they tried to cover up their indiscretions from the public.

آنها سعی کردند رفتار‌های ناشایست خود را از دید ​​عموم پنهان کنند.

his indiscretions in the past haunt him to this day.

رفتارهای ناشایست او در گذشته هنوز هم او را آزار می‌دهد.

indiscretions in a relationship can cause a lot of pain.

رفتارهای ناشایست در یک رابطه می‌تواند باعث درد زیادی شود.

she learned to be cautious after her indiscretions were revealed.

او پس از آشکار شدن رفتار‌های ناشایست خود یاد گرفت که محتاط باشد.

indiscretions often come back to bite you.

رفتارهای ناشایست اغلب به شما برمی‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید