indiums

[ایالات متحده]/ˈɪndɪəm/
[بریتانیا]/ˈɪndɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عنصر شیمیایی با نماد In و شماره اتمی 49

عبارات و ترکیب‌ها

indium production

تولید ایندیوم

indium metal

فلز ایندیوم

indium alloy

آلیاژ ایندیوم

indium tin

سرب ایندیوم

indium phosphide

فسفید ایندیوم

indium oxide

اکسید ایندیوم

indium gallium

گالیوم ایندیوم

indium compounds

ترکیبات ایندیوم

indium recycling

بازیافت ایندیوم

indium applications

کاربردهای ایندیوم

جملات نمونه

indium is used in the production of lcd screens.

ایندیم در تولید صفحه نمایش LCD استفاده می‌شود.

researchers are studying the properties of indium.

محققان در حال بررسی خواص ایندیم هستند.

indium can be found in several mineral ores.

ایندیم را می‌توان در چندین سنگ معدن یافت.

many electronics rely on indium for their performance.

بسیاری از قطعات الکترونیکی برای عملکرد خود به ایندیم متکی هستند.

indium is a crucial component in some alloys.

ایندیم یک جزء حیاتی در برخی آلیاژها است.

the price of indium has been fluctuating recently.

قیمت ایندیم اخیراً در حال نوسان بوده است.

indium tin oxide is widely used in touch screens.

اکسید استن ایندیم به طور گسترده در صفحه لمسی استفاده می‌شود.

they are exploring new applications for indium in technology.

آنها در حال بررسی کاربردهای جدید ایندیم در فناوری هستند.

indium is known for its low melting point.

ایندیم به دلیل نقطه ذوب پایین خود شناخته شده است.

indium can be recycled from electronic waste.

می‌توان ایندیم را از ضایعات الکترونیکی بازیافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید