inductivism

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌktɪvɪzəm/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌktɪˌvɪzəm/

ترجمه

n. نظریه‌ای که استدلال استقرایی را بر استدلال قیاسی برتر می‌داند و معتقد است که روش صحیح تحقیق علمی استقرایی است

عبارات و ترکیب‌ها

inductivism theory

نظریه استقرایی

inductivism approach

رویکرد استقرایی

inductivism philosophy

فلسفه استقرایی

inductivism model

مدل استقرایی

inductivism critique

انتقاد استقرایی

inductivism principle

اصل استقرایی

inductivism method

روش استقرایی

inductivism logic

منطق استقرایی

inductivism argument

استدلال استقرایی

inductivism evidence

اثبات استقرایی

جملات نمونه

inductivism is a key concept in scientific methodology.

قاعده‌گیری یک مفهوم کلیدی در روش‌شناسی علمی است.

many philosophers criticize inductivism for its limitations.

بسیاری از فیلسوفان، قاعده‌گیری را به دلیل محدودیت‌هایش مورد انتقاد قرار می‌دهند.

inductivism relies heavily on empirical evidence.

قاعده‌گیری به شدت به شواهد تجربی متکی است.

his research focuses on the principles of inductivism.

تحقیقات او بر اصول قاعده‌گیری متمرکز است.

inductivism plays a crucial role in the development of theories.

قاعده‌گیری نقش مهمی در توسعه نظریه‌ها ایفا می‌کند.

critics of inductivism argue for a more deductive approach.

منتقدان قاعده‌گیری، رویکردی استنتاجی‌تر را مطرح می‌کنند.

inductivism is often contrasted with deductivism.

قاعده‌گیری اغلب با استنتاج‌گرایی مقایسه می‌شود.

understanding inductivism can enhance scientific literacy.

درک قاعده‌گیری می‌تواند سواد علمی را افزایش دهد.

inductivism encourages observation and experimentation.

قاعده‌گیری مشاهده و آزمایش را تشویق می‌کند.

many scientists support inductivism as a valid method.

بسیاری از دانشمندان قاعده‌گیری را به عنوان یک روش معتبر حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید