deductivism

[ایالات متحده]/dɪˈdʌktɪvɪzəm/
[بریتانیا]/dɪˈdʌktɪˌvɪzəm/

ترجمه

n. یک دکترین فلسفی که استنتاج را به عنوان یک روش استدلال تأکید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

deductivism approach

رویکرد استنتاج‌گرایی

deductivism theory

نظریه استنتاج‌گرایی

deductivism model

مدل استنتاج‌گرایی

deductivism principle

اصل استنتاج‌گرایی

deductivism framework

چارچوب استنتاج‌گرایی

deductivism method

روش استنتاج‌گرایی

deductivism perspective

دیدگاه استنتاج‌گرایی

deductivism reasoning

استدلال استنتاج‌گرایی

deductivism analysis

تجزیه و تحلیل استنتاج‌گرایی

deductivism concept

مفهوم استنتاج‌گرایی

جملات نمونه

deductivism is often used in scientific reasoning.

استدلال‌گرایی اغلب در استدلال علمی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

many philosophers debate the merits of deductivism.

بسیاری از فیلسوفان در مورد مزایای استدلال‌گرایی بحث می‌کنند.

in mathematics, deductivism plays a crucial role.

در ریاضیات، استدلال‌گرایی نقش مهمی ایفا می‌کند.

deductivism can help clarify complex theories.

استدلال‌گرایی می‌تواند به روشن شدن نظریه‌های پیچیده کمک کند.

critics argue that deductivism oversimplifies reality.

منتقدان استدلال می‌کنند که استدلال‌گرایی واقعیت را بیش از حد ساده می‌کند.

deductivism relies heavily on logical reasoning.

استدلال‌گرایی به شدت به استدلال منطقی متکی است.

students are taught deductivism in philosophy classes.

دانشجویان استدلال‌گرایی را در کلاس‌های فلسفه آموزش می‌بینند.

deductivism contrasts with inductivism in research methods.

استدلال‌گرایی با استقرائی‌گرایی در روش‌های تحقیق تفاوت دارد.

understanding deductivism is essential for critical thinking.

درک استدلال‌گرایی برای تفکر انتقادی ضروری است.

many scientific theories are built on deductivism.

بسیاری از نظریه‌های علمی بر اساس استدلال‌گرایی بنا شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید