| جمع | indults |
granted indult
اجازه اعطایی
indult request
درخواست تودیع
indult appeal
کفالت
special indult
تودیع ویژه
indult permission
مجوز تودیع
indult case
موارد تودیع
indult authority
صلاحیت تودیع
indult status
وضعیت تودیع
indult process
فرآیند تودیع
indult policy
سیاست تودیع
the priest granted an indult to the parishioner.
کشیش به پارشینر اجازه داد.
they sought an indult for their unusual request.
آنها برای درخواست غیرمعمول خود درخواست اجازه کردند.
receiving an indult can be a lengthy process.
دریافتن اجازه می تواند یک فرآیند طولانی باشد.
the indult allowed them to celebrate the event.
اجازه به آنها اجازه داد تا رویداد را جشن بگیرند.
many people were surprised by the indult's approval.
بسیاری از مردم از تاییدیه اجازه متعجب شدند.
he applied for an indult to perform the ceremony.
او برای انجام مراسم برای اجازه درخواست داد.
the indult was necessary for their special circumstances.
اجازه برای شرایط خاص آنها ضروری بود.
obtaining an indult requires proper documentation.
دریافتن اجازه نیاز به مدارک مناسب دارد.
she explained the importance of the indult to the group.
او اهمیت اجازه را برای گروه توضیح داد.
with the indult, they could proceed with their plans.
با اجازه، آنها می توانستند با برنامه های خود ادامه دهند.
granted indult
اجازه اعطایی
indult request
درخواست تودیع
indult appeal
کفالت
special indult
تودیع ویژه
indult permission
مجوز تودیع
indult case
موارد تودیع
indult authority
صلاحیت تودیع
indult status
وضعیت تودیع
indult process
فرآیند تودیع
indult policy
سیاست تودیع
the priest granted an indult to the parishioner.
کشیش به پارشینر اجازه داد.
they sought an indult for their unusual request.
آنها برای درخواست غیرمعمول خود درخواست اجازه کردند.
receiving an indult can be a lengthy process.
دریافتن اجازه می تواند یک فرآیند طولانی باشد.
the indult allowed them to celebrate the event.
اجازه به آنها اجازه داد تا رویداد را جشن بگیرند.
many people were surprised by the indult's approval.
بسیاری از مردم از تاییدیه اجازه متعجب شدند.
he applied for an indult to perform the ceremony.
او برای انجام مراسم برای اجازه درخواست داد.
the indult was necessary for their special circumstances.
اجازه برای شرایط خاص آنها ضروری بود.
obtaining an indult requires proper documentation.
دریافتن اجازه نیاز به مدارک مناسب دارد.
she explained the importance of the indult to the group.
او اهمیت اجازه را برای گروه توضیح داد.
with the indult, they could proceed with their plans.
با اجازه، آنها می توانستند با برنامه های خود ادامه دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید