indult

[ایالات متحده]/ˈɪndʌlt/
[بریتانیا]/ˈɪndʌlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجوز یا امتیاز خاصی که توسط مقامات اعطا می‌شود؛ یک اجازه یا معافیت استثنایی
Word Forms
جمعindults

عبارات و ترکیب‌ها

granted indult

اجازه اعطایی

indult request

درخواست تودیع

indult appeal

کفالت

special indult

تودیع ویژه

indult permission

مجوز تودیع

indult case

موارد تودیع

indult authority

صلاحیت تودیع

indult status

وضعیت تودیع

indult process

فرآیند تودیع

indult policy

سیاست تودیع

جملات نمونه

the priest granted an indult to the parishioner.

کشیش به پارشینر اجازه داد.

they sought an indult for their unusual request.

آنها برای درخواست غیرمعمول خود درخواست اجازه کردند.

receiving an indult can be a lengthy process.

دریافتن اجازه می تواند یک فرآیند طولانی باشد.

the indult allowed them to celebrate the event.

اجازه به آنها اجازه داد تا رویداد را جشن بگیرند.

many people were surprised by the indult's approval.

بسیاری از مردم از تاییدیه اجازه متعجب شدند.

he applied for an indult to perform the ceremony.

او برای انجام مراسم برای اجازه درخواست داد.

the indult was necessary for their special circumstances.

اجازه برای شرایط خاص آنها ضروری بود.

obtaining an indult requires proper documentation.

دریافتن اجازه نیاز به مدارک مناسب دارد.

she explained the importance of the indult to the group.

او اهمیت اجازه را برای گروه توضیح داد.

with the indult, they could proceed with their plans.

با اجازه، آنها می توانستند با برنامه های خود ادامه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید