induration

[ایالات متحده]/ˌɪndjʊˈreɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪndjʊˈreɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخت شدن بافت یا عضو؛ سرسختی یا طبیعت تسلیم ناپذیر؛ عدم همدلی یا احساس؛ اصطلاح پزشکی برای ناحیه سخت شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

induration process

فرآیند затверد شدن

induration test

تست затверد شدن

induration area

ناحیه затверد شدن

induration site

محل затверد شدن

induration response

پاسخ затверد شدن

induration measurement

اندازه‌گیری затверد شدن

induration characteristics

ویژگی‌های затверد شدن

induration definition

تعریف затверد شدن

induration symptoms

علائم затверد شدن

induration diagnosis

تشخیص затверد شدن

جملات نمونه

the doctor noted the induration of the tissue during the examination.

دکتر به وجود قوامی بافت در حین معاینه توجه کرد.

induration can be a sign of chronic inflammation.

قوامی ممکن است نشانه ای از التهاب مزمن باشد.

she experienced induration at the injection site.

او در محل تزریق دچار قوامی شد.

the patient's induration raised concerns for the specialists.

قوامی بیمار باعث نگرانی متخصصان شد.

induration may require further medical evaluation.

قوامی ممکن است نیاز به ارزیابی بیشتر پزشکی داشته باشد.

he was diagnosed with induration of the lung tissue.

او به دلیل قوامی بافت ریه تشخیص داده شد.

the induration was observed after a few days of treatment.

قوامی پس از چند روز درمان مشاهده شد.

induration can occur in response to various stimuli.

قوامی ممکن است در پاسخ به محرک های مختلف رخ دهد.

she documented the induration in her medical report.

او قوامی را در گزارش پزشکی خود ثبت کرد.

induration can complicate the healing process.

قوامی می تواند روند بهبودی را پیچیده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید