industrializations

[ایالات متحده]/ɪnˌdʌstriəlaɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ɪnˌdʌstriələˈzeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند توسعه صنایع در یک کشور که بخش مهمی از مدرنیزاسیون است.

جملات نمونه

the acceleration of the industrialization process.

شتاب فرآیند صنعتی‌سازی

Industrialization influences social usages.

صنعتی‌سازی بر هنجارهای اجتماعی تأثیر می‌گذارد.

countries where industrialization had gone furthest.

کشورهایی که صنعتی‌سازی در آنها بیشترین پیشرفت را داشته است.

We can’t hold out against industrialization any longer.

دیگر نمی‌توانیم در برابر صنعتی‌سازی مقاومت کنیم.

industrialization would open up increasing chances of social mobility.

صنعتی‌سازی فرصت‌های بیشتری برای تحرک اجتماعی ایجاد می‌کرد.

The developmental process of industrialization of the Wens Group is described.

فرآیند توسعه صنعتی گروه ونس توصیف شده است.

Industrialization inevitably led to the expansion of the urban working class.

صنعتی‌سازی به طور اجتناب‌ناپذیر منجر به گسترش طبقه کارگر شهری شد.

The reform executed by Vilter reacted on the course of industrialization of Russia actively and took great effect on the czarism and the economic system.

اصلاحات انجام شده توسط ویلتر به طور فعالانه بر روند صنعتی شدن روسیه تأثیر گذاشت و تأثیر زیادی بر نظام تزاری و سیستم اقتصادی داشت.

"Today, because of industrialization, a typical family will be required to move even more often than now, so families will be even smalier."

امروز، به دلیل صنعتی‌سازی، یک خانواده معمولی احتمالاً باید بیشتر از همیشه نقل مکان کند، بنابراین خانواده‌ها حتی کوچکتر خواهند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید