modernization

[ایالات متحده]/ˌmɒdənaɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌmɑːdərnəˈzeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند مدرن کردن چیزی؛ چیزی که مدرن شده است.

جملات نمونه

the modernization of ecclesial buildings.

به‌روزرسانی ساختمان‌های کلیسا

produce modernizations of Shakespeare's plays

تولید به‌روزرسانی‌هایی از نمایشنامه‌های شکسپیر

Modernization is the key to speed up our agricultural development.

به‌روزرسانی کلید تسریع توسعه کشاورزی ما است.

greater public control may put back the modernization of the industry.

کنترل بیشتر عمومی ممکن است باعث به تأخیر افتادن به‌روزرسانی صنعت شود.

The modernization of the industry was phased over at 20-year period.

به‌روزرسانی صنعت در یک دوره 20 ساله انجام شد.

In its absence China would retrogress into division and chaos, and modernization would become impossible.

در غیاب آن، چین به عقب بازگشته و دچار تفرقه و هرج و مرج خواهد شد و مدرنیزاسیون غیرممکن خواهد بود.

modernization has converted the country from a primitive society to a near-industrial one.

به‌روزرسانی کشور را از یک جامعه ابتدایی به یک کشور نزدیک به صنعتی تبدیل کرده است.

With the progressing of modernization of life, omnifarious home appliances are joined with electric in every moment.

با پیشرفت مدرنیته در زندگی، وسایل خانگی متنوع در هر لحظه با برق همراه می‌شوند.

Areas key to PLAN modernization include antisubmarine warfare (ASW), shipborne antiair warfare (AAW), and sustained naval operations.

حوزه‌های کلیدی برای به‌روزرسانی PLAN شامل جنگ ضد زیردریزی (ASW)، جنگ هوایی دریایی (AAW) و عملیات دریایی پایدار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید