inebriations

[ایالات متحده]/ɪˌniːbriˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ɪˌniːbriˈeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت مستی؛ مسمومیت

عبارات و ترکیب‌ها

state of inebriation

حالت مستی

level of inebriation

سطح مستی

in inebriation

در حالت مستی

due to inebriation

به دلیل مستی

after inebriation

پس از مستی

effects of inebriation

اثرات مستی

moment of inebriation

لحظه مستی

signs of inebriation

علائم مستی

during inebriation

در حین مستی

causes of inebriation

علت های مستی

جملات نمونه

his inebriation led to some embarrassing moments at the party.

خُمرى او باعث بروز لحظات خجول‌کننده‌ای در مهمانی شد.

she struggled to maintain her composure despite her inebriation.

او با وجود خُمرى‌اش تلاش کرد تا آرامش خود را حفظ کند.

the inebriation was evident in his slurred speech.

خُمرى در گفتار نامفهوم او آشکار بود.

after a night of inebriation, he woke up with a terrible headache.

بعد از یک شب خُمرى، با سردردی وحشتناک از خواب بیدار شد.

inebriation can impair your judgment and decision-making.

خُمرى می‌تواند قضاوت و توانایی تصمیم‌گیری شما را مختل کند.

they laughed about their inebriation while sharing stories the next day.

آنها در حالی که روز بعد خاطرات خود را با هم به اشتراک می‌گذاشتند، درباره خُمرى خود خندیدند.

his inebriation caused him to forget important details of the meeting.

خُمرى او باعث شد جزئیات مهمی از جلسه را فراموش کند.

inebriation can lead to risky behavior and poor choices.

خُمرى می‌تواند منجر به رفتارهای پرخطر و انتخاب‌های نادرست شود.

she tried to hide her inebriation from her friends.

او سعی کرد خُمرى خود را از دوستانش پنهان کند.

the inebriation of the crowd was palpable during the concert.

خُمرى جمعیت در طول کنسرت قابل لمس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید