inebrieties

[ایالات متحده]/ɪˈniːbrɪəti/
[بریتانیا]/ɪˈniːbriəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت مستی؛ مستی یا نوشیدنی عادت‌گونه؛ مستی

عبارات و ترکیب‌ها

state of inebriety

حالت مستی

increased inebriety

افزایش مستی

involuntary inebriety

مستی غیرارادی

chronic inebriety

مستی مزمن

temporary inebriety

مستی موقت

inebriety levels

سطح مستی

public inebriety

مستی علنی

informed inebriety

مستی آگاهانه

social inebriety

مستی اجتماعی

جملات نمونه

his inebriety led to poor decision-making.

خُمرگِزی او باعث اتخاذ تصمیمات نادرست شد.

she struggled with inebriety throughout her college years.

او در طول سال‌های کالج با خُمرگِزی دست و پنجه نرم کرد.

the inebriety of the party guests was evident.

خُمرگِزی مهمانان مهمانی آشکار بود.

in moments of inebriety, he often revealed his true feelings.

در لحظات خُمرگِزی، او اغلب احساسات واقعی خود را آشکار می‌کرد.

his inebriety caused concern among his friends.

خُمرگِزی او باعث نگرانی دوستانش شد.

they had to intervene due to his inebriety.

آنها مجبور شدند به دلیل خُمرگِزی او مداخله کنند.

inebriety can lead to regrettable actions.

خُمرگِزی می‌تواند منجر به اقدامات پشیمان‌کننده شود.

she laughed off her inebriety, saying it was just a phase.

او خُمرگِزی خود را دست کم گرفت و گفت فقط یک دوره است.

he tried to hide his inebriety from his colleagues.

او سعی کرد خُمرگِزی خود را از همکارانش پنهان کند.

inebriety can impair one's judgment.

خُمرگِزی می‌تواند قضاوت یک فرد را مختل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید