infests

[ایالات متحده]/ɪnˈfɛsts/
[بریتانیا]/ɪnˈfɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آفات یا حیواناتی که به تعداد زیاد حمله می‌کنند
v. حمله کردن یا در تعداد زیاد گسترش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

infests crops

آسیب به محصولات

infests homes

آسیب به خانه‌ها

infests plants

آسیب به گیاهان

infests buildings

آسیب به ساختمان‌ها

infests forests

آسیب به جنگل‌ها

infests gardens

آسیب به باغ‌ها

infests territory

آسیب به مناطق

infests fields

آسیب به مزارع

infests animals

آسیب به حیوانات

infests waters

آسیب به منابع آب

جملات نمونه

the garden infests with pests every summer.

باغ هر تابستان با آفات آلوده می‌شود.

the old house infests with mold and mildew.

خانه قدیمی با کپک و رطوبت آلوده می‌شود.

rats infests the abandoned building.

ساختمان متروکه با موش آلوده می‌شود.

the crops infests with locusts, causing a disaster.

محصولات با ملخ آلوده می‌شوند و باعث فاجعه می‌گردند.

the software infests computers with malware.

نرم‌افزار رایانه‌ها را با بدافزار آلوده می‌کند.

termites infests the wooden structures of the house.

ترمیت‌ها سازه‌های چوبی خانه را آلوده می‌کنند.

weeds infests the garden, choking the flowers.

خزه‌ها باغ را آلوده می‌کنند و گل‌ها را خفه می‌کنند.

the area infests with mosquitoes during the rainy season.

در طول فصل بارانی، منطقه با پشه‌ها آلوده می‌شود.

the library infests with dust after years of neglect.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، کتابخانه با گرد و غبار آلوده می‌شود.

invasive species infests the local ecosystem.

گونه‌های مهاجم اکوسیستم محلی را آلوده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید