infuser

[ایالات متحده]/ɪnˈfjuːzə/
[بریتانیا]/ɪnˈfjuːzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که تزریق می‌کند؛ یک حامی یا ترویج‌دهنده

عبارات و ترکیب‌ها

tea infuser

تهیه کننده چای

herb infuser

تهیه کننده گیاهان دارویی

coffee infuser

تهیه کننده قهوه

fruit infuser

تهیه کننده میوه

water infuser

تهیه کننده آب

oil infuser

تهیه کننده روغن

loose leaf infuser

تهیه کننده برگهای درشت

infuser basket

سبد دم کننده

infuser bottle

بطری دم کننده

infuser cup

لیوان دم کننده

جملات نمونه

she used the herbal infuser to brew a calming tea.

او از دم‌آوره‌ی گیاهی برای دم کردن چای آرام‌بخش استفاده کرد.

the infuser allows the flavors to meld beautifully.

این دستگاه به طعم‌ها اجازه می‌دهد تا به زیبایی با هم ترکیب شوند.

he bought a new infuser for his loose leaf tea.

او یک دستگاه جدید برای چای برگ‌دارش خرید.

using an infuser can enhance the taste of your beverages.

استفاده از یک دستگاه می‌تواند طعم نوشیدنی‌های شما را افزایش دهد.

the infuser is easy to clean and maintain.

تمیز کردن و نگهداری از این دستگاه آسان است.

she prefers an infuser over tea bags for better flavor.

او به دلیل طعم بهتر، دستگاه را به جای کیسه‌های چای ترجیح می‌دهد.

he demonstrated how to use the infuser properly.

او نحوه استفاده صحیح از دستگاه را نشان داد.

the infuser's design allows for maximum extraction of flavors.

طراحی این دستگاه به گونه‌ای است که حداکثر استخراج طعم‌ها را امکان‌پذیر می‌کند.

she gifted him a stylish infuser for his birthday.

او به عنوان هدیه تولد برای او یک دستگاه شیک خرید.

infusers come in various shapes and sizes to suit different needs.

دستگاه‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلف برای پاسخگویی به نیازهای مختلف عرضه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید