steeper

[ایالات متحده]/ˈstiːpə/
[بریتانیا]/ˈstiːpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای خیساندن استفاده می‌شود؛ دستگاهی برای خیساندن
adj. دارای شیب تند

عبارات و ترکیب‌ها

steeper slope

شیب تندتر

steeper price

قیمت بالاتر

steeper learning

یادگیری دشوارتر

steeper hill

تپه تندتر

steeper challenge

چالش دشوارتر

steeper gradient

گرادیان تندتر

steeper curve

منحنی تندتر

steeper incline

شیب تندتر

steeper cost

هزینه بالاتر

steeper descent

نزول تندتر

جملات نمونه

the mountain trail becomes steeper as you ascend.

همیشه با بالا رفتن، مسیر کوهستانی تندتر می‌شود.

she found the learning curve to be steeper than expected.

او دریافت که منحنی یادگیری از آنچه انتظار می‌رفت تندتر بود.

the price of the house has gotten steeper over the years.

قیمت خانه در طول سال‌ها افزایش یافته است.

his demands for perfection are getting steeper.

الزامات او برای کمالیت در حال افزایش است.

the competition in the market is becoming steeper.

رقابت در بازار در حال تندتر شدن است.

as the deadline approaches, the pressure feels steeper.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، فشار بیشتر احساس می‌شود.

the hill was steeper than we anticipated.

تپه از آنچه پیش‌بینی می‌کردیم شیب‌دارتر بود.

he faced a steeper challenge than he had prepared for.

او با چالشی تندتر از آنچه آماده شده بود روبرو شد.

there is a steeper incline at the end of the path.

در انتهای مسیر، شیب تندتری وجود دارد.

the learning process can be steeper for some students.

فرآیند یادگیری می‌تواند برای برخی از دانش‌آموزان تندتر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید