ingestas

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛstəs/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛstəs/

ترجمه

n. مواد مصرفی از طریق خوردن یا نوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

high ingestas

ورود بالا

daily ingestas

ورود روزانه

recommended ingestas

ورود توصیه شده

caloric ingestas

ورود کالری

nutrient ingestas

ورود مواد مغذی

excessive ingestas

ورود بیش از حد

optimal ingestas

ورود بهینه

total ingestas

ورود کل

food ingestas

ورود غذا

energy ingestas

ورود انرژی

جملات نمونه

excessive ingestas can lead to health issues.

مصرف بیش از حد می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

she tracked her daily ingestas to maintain a balanced diet.

او مصرف روزانه خود را پیگیری کرد تا رژیم غذایی متعادل را حفظ کند.

understanding ingestas is important for nutritionists.

درک مصرف غذا برای متخصصان تغذیه مهم است.

he adjusted his ingestas to lose weight effectively.

او مصرف خود را تنظیم کرد تا به طور موثر وزن کم کند.

different cultures have varying ingestas based on local foods.

فرهنگ‌های مختلف بر اساس غذاهای محلی، مصرف‌های متفاوتی دارند.

monitoring ingestas can help prevent overeating.

نظارت بر مصرف غذا می‌تواند به جلوگیری از پرخوری کمک کند.

she was surprised by the high ingestas of sugar in her diet.

او از میزان بالای مصرف قند در رژیم غذایی خود متعجب بود.

they recommended reducing ingestas of processed foods.

آنها توصیه کردند مصرف غذاهای فرآوری شده را کاهش دهند.

ingestas should be balanced with physical activity.

مصرف غذا باید با فعالیت بدنی متعادل شود.

food labels help consumers understand their ingestas.

برچسب‌های مواد غذایی به مصرف‌کنندگان کمک می‌کنند تا مصرف خود را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید