ingot

[ایالات متحده]/'ɪŋgət/
[بریتانیا]/'ɪŋgət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (معمولاً به شکل آجر) توده‌ای از فلز، معمولاً میله یا بلوک، که به شکلی برای ذخیره‌سازی یا حمل و نقل ریخته‌گری می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

gold ingot

قطعه طلایی

silver ingot

قطعه نقره‌ای

precious metal ingot

قطعه فلز گرانبها

traditional ingot casting

ریخته‌گری سنتی شمش

steel ingot

قطعه فولادی

ingot casting

ریخته‌گری شمش

cast ingot

شمش ریخته‌گری شده

ingot mould

قالب شمش

aluminium ingot

بلت آلومینیوم

magnesium ingot

قطعه منیزیم

ingot mold

قالب شمش

جملات نمونه

a gold ingot with the refiner's stamp.

یک külche طلا با مهر بازیافتگر.

tin-bronze was cast into ingots before being smithed into bracelets.

برنز قلع به külche ها ریخته می‌شد قبل از اینکه به دستبند تبدیل شود.

The new preparation method of Al-Ti-C grain refiner was studied with aluminium ingot,potassium hexafluorotitanate,aluminium powder,hexachloroethane and carbon powder.

روش جدید تهیه ریزشکن Al-Ti-C با استفاده از شمش آلومینیوم، پتاسیم هگزافلورو تیتانات، پودر آلومینیوم، هگزاکلرواتان و پودر کربن مورد مطالعه قرار گرفت.

Frame of the heating furnace like beer pasteurism sterilizer.Have an aluminium ingot preheat box.The box's length is near half a burdening span.

قاب محفظه گرمایش مانند استریل‌کننده خمیر جو، دارای یک محفظه پیش‌گرم külche آلومینیومی. طول محفظه نزدیک به نصف طول یک گام است.

Introduce the criterion for evalution of remolten magnesium-ingot,discuss the determining factor for the product quantity of mechanical-ingo,and design the short chain casting machine.

معیار ارزیابی شمش منیزیم بازفرزری را معرفی کنید، عامل تعیین کننده مقدار محصول مکانیکی-اینگو را مورد بحث قرار دهید و ماشین ریخته‌گری زنجیر کوتاه را طراحی کنید.

Copper plates are imported from Japan,pure silver ingots for plating from Switzerland,and argentic salt and other chemicals from Germany.

ورق‌های مسی از ژاپن وارد می‌شوند، külche نقره خالص برای آبکاری از سوئیس و نمک نقره و سایر مواد شیمیایی از آلمان.

cut a minute piece off the ingot to assay it. In extended sensesappraise, assess, and assay can refer to any critical analysis or appraisal:

یک تکه کوچک از شمش جدا کرد تا آن را آزمایش کند. در معنای گسترده‌تر، ارزیابی کردن، ارزیابی کردن و آزمایش کردن می‌تواند به هرگونه تحلیل یا ارزیابی انتقادی اشاره کند:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید