gold ingots
میلههای طلا
silver ingots
میلههای نقره
copper ingots
میلههای مس
lead ingots
میلههای سرب
tin ingots
میلههای قلع
iron ingots
میلههای آهن
brass ingots
میلههای برنج
aluminum ingots
میلههای آلومینیوم
nickel ingots
میلههای نیکل
zinc ingots
میلههای روی
gold ingots are often used as a form of investment.
میسنجیدها اغلب به عنوان یک شکل سرمایهگذاری مورد استفاده قرار میگیرند.
the merchant traded silver ingots for valuable goods.
تاجر در ازای کالاهای با ارزش، میلههای نقرهای معامله کرد.
she displayed her collection of ancient ingots proudly.
او به افتخار، مجموعه میلههای باستانی خود را به نمایش گذاشت.
they melted down the ingots to create new jewelry.
آنها میلهها را ذوب کردند تا جواهرات جدیدی بسازند.
investors are interested in purchasing gold ingots.
سرمایهگذاران به خرید میلههای طلا علاقه دارند.
the bank offers secure storage for precious ingots.
بانک امکان ذخیرهسازی امن برای میلههای گرانبها ارائه میدهد.
during the heist, the thieves stole several ingots.
در طول سرقت، دزدان چندین میله را به سرقت بردند.
he inherited a fortune in gold ingots from his grandfather.
او ثروت قابل توجهی از میلههای طلا را از پدربزرگ خود به ارث برد.
they used ingots as a standard measure of wealth.
آنها از میلهها به عنوان یک استاندارد برای سنجش ثروت استفاده میکردند.
collecting ingots has become a popular hobby.
جمعآوری میلهها به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید