inhaler

[ایالات متحده]/ɪn'heɪlə/
[بریتانیا]/ɪn'helɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای تجویز دارو از طریق استنشاق

عبارات و ترکیب‌ها

asthma inhaler

اینهیلاتور آسم

rescue inhaler

اینهیلاتور نجات

bronchodilator inhaler

اسپری برونکودیلاتور

جملات نمونه

an avid inhaler of aromatic pipe smoke.

یک استنشاق کننده پرهیزگار دود لوله معطر

She uses an inhaler to help with her asthma.

او از یک اینهالر برای کمک به آسم خود استفاده می‌کند.

The doctor prescribed a new inhaler for his patient.

پزشک یک اینهالر جدید برای بیمار خود تجویز کرد.

He always carries his inhaler with him in case of an asthma attack.

او همیشه اینهالر خود را همراه خود دارد تا در صورت بروز حمله آسم.

The pharmacist explained how to use the inhaler properly.

داروساز نحوه استفاده صحیح از اینهالر را توضیح داد.

She forgot to bring her inhaler to school and had an asthma attack.

او فراموش کرد اینهالر خود را به مدرسه بیاورد و دچار حمله آسم شد.

The inhaler helped alleviate his breathing difficulties during the allergy season.

اینه‌هالر به کاهش مشکلات تنفسی او در طول فصل آلرژی کمک کرد.

The coach reminded the athlete to bring his inhaler to practice.

مربی به ورزشکار یادآوری کرد که اینهالر خود را به تمرین بیاورد.

She reached for her inhaler when she felt short of breath.

وقتی احساس خفگی می‌کرد، به اینهالر خود رسید.

The child's parents taught him how to use the inhaler correctly.

والدین کودک به او نحوه استفاده صحیح از اینهالر را آموزش دادند.

He was grateful for the quick relief provided by the inhaler.

او از تسکین سریع ارائه شده توسط اینهالر سپاسگزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید