exhaler

[ایالات متحده]/ɛksˈheɪlə/
[بریتانیا]/ɛksˈheɪlər/

ترجمه

n. دستگاه یا شخصی که بازدم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

asthma exhaler

Exhaler آسم

portable exhaler

Exhaler قابل حمل

nebulizer exhaler

Exhaler نبولایزر

metered exhaler

Exhaler دوزدار

dry powder exhaler

Exhaler پودر خشک

rescue exhaler

Exhaler نجات

inhaler exhaler

Exhaler تنفسی

children's exhaler

Exhaler کودکان

emergency exhaler

Exhaler اورژانس

daily exhaler

Exhaler روزانه

جملات نمونه

he uses his inhaler as an exhaler during his asthma attacks.

او به اشتباه از دستگاه تنفسی به عنوان دستگاه خروجی در هنگام حملات آسم خود استفاده می‌کند.

the doctor recommended an exhaler to help with her breathing exercises.

پزشک برای کمک به تمرینات تنفسی او دستگاه خروجی را توصیه کرد.

after using the exhaler, he felt much more relaxed.

بعد از استفاده از دستگاه خروجی، او احساس آرامش بیشتری کرد.

she carries her exhaler everywhere she goes.

او دستگاه خروجی را همه جا با خود حمل می‌کند.

the exhaler helped him improve his lung capacity.

دستگاه خروجی به او کمک کرد تا ظرفیت ریه‌های خود را بهبود بخشد.

using an exhaler can be beneficial for athletes.

استفاده از دستگاه خروجی می‌تواند برای ورزشکاران مفید باشد.

he learned how to properly use the exhaler from his trainer.

او یاد گرفت که چگونه به درستی از دستگاه خروجی استفاده کند، از مربی خود.

the exhaler is essential for managing his condition.

دستگاه خروجی برای مدیریت وضعیت او ضروری است.

she feels safer knowing she has her exhaler with her.

او احساس امنیت بیشتری می‌کند وقتی می‌داند دستگاه خروجی را با خود دارد.

the exhaler is often recommended for those with respiratory issues.

دستگاه خروجی اغلب برای کسانی که مشکلات تنفسی دارند توصیه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید